تبليغاتX
علم و فناوري

ترفند (10): عمل Copy و Move با استفاده از ماوس


در صورتي كه فايلي را از پنجره اي به پنجره ديگر (از شاخه اي به شاخه اي ديگر) Drag و سپس Drop كنيد دو اتفاق ممكن است رخ دهد. اگر هر دو شاخه در يك درايو باشند فايل از شاخ هاي به شاخه ديگر Move (انتقال) مي شود.اما اگر شاخه مبدا و مقصد در يك درايو نباشند يك كپي از فايل، درون شاخه مقصد كپي خواهد شد. اين اعمال پيش فرض Drag and Drop (كشيدن و رها كردن) فايل ها در ويندوز است.

اما با استفاده از دكمه هاي Shift و Ctrl مي توانيد اين اعمال را كنترل نماييد. در هنگام Drag & Drop فايل(ها) در صورتي كه دكمه Shift پايين نگه داشته شود مستقل از مبدا و مقصد ، فايل از مبدا به مقصد Move مي شود (انتقال مي يابد) و درصورت فشردن Ctrl به جاي Shift ، فايل از مبدا به مقصد كپي مي شود.ضمن اين كه در حالت اخير يك علامت + در كنار نشانگر ماوس ظاهر مي شود.

<پايان اين ترفند(10)>

ترفند بعدي (11) : روشي جديد براي حذف عبارت shortcut to از اول نام ميانبر هاي جديد- <تاريخ درج ترفند (11) در وبلاگ: 7 بهمن 1385>
تذكر: به دليل فصل امتحانات خودم و ساير اعضاي امتحان دار وبلاگ موقتا در دي ماه به هيچ وجه بروزرساني نخواهد شد.
با تشكر: "مدير وبلاگ علم و فن آوري ايران و جهان"

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در سه شنبه 21 آذر1385 و ساعت 12:31 |

آذرخش

آذرخش يا رعدوبرق يك تخليه ي الكتريكي شديد و بسيار سريع در هواست و همين تخليه الكتريكي است كه نور و صدا توليد ميكند.پيش از ايجاد رعدوبرق ابرها طي فرايندهايي بشدت باردار ميشوند كه اين بار معمولا مثبت است, روي سطح زمين بار منفي القا ميكند و به اين ترتيب مجموعه ي ابر هوا و زمين به يك خازن بسيار بزرگ تبديل ميشود كه لحظه به لحظه بارشان بيشتر ميشود و بنابراين اختلاف پتانسيل دو قطب آن در حال افزايش است. بالاخره مقدار اين بار الكتريكي آنقدر زياد ميشود كه اختلاف پتانسيل بين ابر و زمين به ۱۰ تا ۱۰۰ ميليون ولت مي رسد.

ميدان الكتريكي حاصل از چنين اختلاف پتانسيلي مي تواند هوا را با اينكه در حالت عادي نارساناست در يك سير خاص يونيزه و آنرا به رسانا تبديل ميكند.به محض اينكه چنين سيري از مولكولهاي يونيزه رسانا از ابر تا زمين ايجاد شود بارهاي الكتريكي به طرف هم حركت ميكنند و در عرض يك ده هزارم ثانيه جريان وحشتناكي در حدود ۳۰ هزار امپر از هواي يونيزه ميگذرد.اما هر جرياني ضمن عبور از ماده با مقاومت اتمهاي آن روبرو ميشود و اين مقاومت بخشي از انرژي الكتريكي را به گرما تبديل ميكند. با استفاده از اصول اوليه الكترومغناطيس ميتوانيد تخمين بزنيد اين جريان در ولتاژ ۱۰ ميليون ولت توان گرمايي در حدود ۱۰۰ ميليارد وات دارد.چنين تواني حتي در مدت زمان ناچيز - يك ده هزارم ثانيه - ميتواند گرمايي در حدود ۱۰ ميليون ژول ايجاد كند اين گرما باعث ميشود دماي هوا در مسير اذرخش به ۳۰ هزار درجه سانتي گراد برسد اگر كمي با قوانين حاكم بر گازها اشنايي داشته باشيد مي بينيد كه اين تغيير ناگهاني دما ﴿از حدود ۳۰۰ كلوين به ۳۰۰ هزار كلوين﴾ حجم هوا را ۱۰۰ برابر ميكند و اين يعني يك انفجار واقعي انبساط سريع و شديد هوا يك موج ضربتي ﴿shock wave) در هواي اطراف ايجاد مي كند كه با سرعت صوت و به شكل تندر يا رعد به گوش شما ميرسد.

اين از بخش صوتي ماجرا,اما گرماي ايجاد شده غير از انبساط بلاهاي ديگري هم سر مولكولهاي هوا مياورد.لامپ معمولي را به ياد بياوريد ﴿لامپ نئون مثال بهتريست﴾ يك جريان نه چندان زياد از رشته تنگستن ميگذرد و دماي آن را به بيش از ۲۰۰۰ درجه ميرساند .اين دما انرژي لازم براي بر انگيختگي اتمهاي فلز را فراهم ميكند.اتمها بر انگيخته ميشوند و در بازگشت انرژي اضافي را به صورت فوتونهاي نوري ازاد ميكند و به اين ترتيب رشته تنگستن روشن ميشود.در اذرخش هم چيزي شبيه اين ماجرا اتفاق مي افتد:جريان شديدي از هوا ميگذرد آن را گرم ميكند و به تابش وا ميدارد و تابشي كه يك مسير نوراني بين ابر و زمين ايجاد ميكند.حالا ميتوانيد تصور كنيد اگر هوا نبود رعدوبرق به چه روزي مي افتاد؟

<پايان مقاله>

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در سه شنبه 21 آذر1385 و ساعت 12:30 |

ترفند (9): بستن همزمان چندين برنامه


هنگامي كه چندين برنامه را باز كرده ايد و مي خواهيد همه آن ها را همزمان ببنديد يا خارج شويد دكمه Ctrl را گرفته و بر روري نام يكي از برنامه ها در نوار وظيفه كه غير فعال است (يعني آبي پرنگ يا در ويندوز 98 غير Bold است) راست كليك كنيد و سپس دكمه Ctrl را رها كرده و بر روي گزينه Close Group كليك نماييد.

حالا تمام برنامه ها بسته خواهند شد.

<پايان اين ترفند(9)>

ترفند بعدي (10): عمل Copy و Move با استفاده از ماوس-<تاريخ درج ترفند (10) در وبلاگ: 21 يا 22 آذر 1385>

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در پنجشنبه 9 آذر1385 و ساعت 11:29 |

تاريخ تقويم هاي شمسي و قمري

سال 467 در زمان سلطنت جلال الدين ملکشاه سلجوقي و وزارت خواجه نظام الملک ، چون خواستند ترتيب تقويم يعني محاسبه سال و ماه را بر طبق قوانين نجومي و دقيق معين کنند، گروهي از دانشمندان آگاه به علم نجوم را براي اين کار انتخاب کردند و آنها مامور بودند تا محاسبه را ترتيب دهند و اين محاسبه ، درست ترين و دقيق ترين محاسبه سال شماري و معروف به تقويم جلالي است و خيام يکي از اين دانشمندان و گويا سرپرست اين گروه بوده است.هر دستگاه تقسيم زمان به سال ، ماه ، هفته و روز و جدولي که شامل اين تقسيمات است ، به تقويم يا تاريخ موسوم است.همه اين دستگاه هاي قراردادي حساب زمان در نهايت به امور متناوب طبيعي و دوره هاي گردش طبيعي برمي گردد. در واقع بايد گفت که تاريخ تقويم از زماني شروع مي شود که انسان به حال ماندگاري به زراعت پرداخت ؛ در نتيجه متوجه شد که موسم بذرافشاني به فواصل منظم همه ساله بازمي گردد.سپس به شمردن ايام ميان 2 موسم متوالي بذرافشاني پرداخت.

ماههاي قمري و مشکلات آن
از نخستين پيشرفت هايي که در حساب زمان حاصل شد، اتخاذ دوره گردش قمر بود. منجمان 2 تعريف براي ماه دارند؛ ماه نجومي که فاصله زماني ميان دو عبور متوالي قمر از مقابل يک ستاره ثابت است و ماه هلالي ، که فاصله زماني ميان دو مقارنه قمر و خورشيد است.ماهي که در آن روزها از آن استفاده مي شد، ماه هلالي بود. پس از آن که استفاده از ماههاي قمري بر استفاده فصلها در تقسيم سال طبيعي غلبه پيدا کرد، ماهها را بر حسب فصلي که در آن مي افتاد، نامگذاري کردند.مبنا قرار دادن ماههاي قمري ، به عنوان حساب زمان ، با مشکل مواجه شد؛ چون پديده هاي طبيعي که ماهها به مناسبت آنها نامگذاري شده بودند، بايد همواره در همان ماه پيش بيايد که اين ممکن نيست. راصدين نخستين ، وسيله اي براي محاسبه طول دقيق سال شمسي و قمري نداشتند، ولي عده اي از آنها، با شمردن تعداد ايام ميان 2 انقلاب متوالي يا 2 اعتدال متوالي و حساب متوسط ارقام حاصل در طي چندين سال ، طول سال شمسي را نزديک به 365 شبانه روز به دست آورده بودند. اين گونه که مشهود است، سال شمسي نزديک به 11 شبانه روز از 12 ماه هلالي ، طولاني تر است. اگر يک رصدکننده بدوي مي خواست تناظر ماهها را با فصول طبيعي تا حدي محفوظ نگه دارد، مجبور بود اختلافي را که از جمع شدن تفاوت 11 روز در هر سال حاصل مي شد و پس از 3 سال به بيش از يک ماه اضافه مي شد، تصحيح کند.راه ساده اين مساله ، کبس (kabs) يعني الحاق يک ماه قمري اضافي بود. در چنين دستگاهي ، بعضي سالها 12ماهه و بعضي 13 ماهه مي شدند.بسياري از اقوام بدوي کبس را از طريق مشاهده انجام مي دادند.

سال شمسي
براي مصريان قديم ، به مناسبت نقش حياتي طغيان هاي سالانه رود نيل در اقتصاد زراعتي آنها و به ترتيب نسبتا منظم اين طغيان ها، سال شمسي اهميتي بيش از سال قمري داشت.به همين دليل ، از زمانهاي بسيار دور، تقويم شمسي خالص ، جايگزين تقويم قمري بدوي شد. سال شمسي به 3 فصل 4 ماهه تقسيم مي شد.هر ماه 30 شبانه روز بود و پس از 12 ماه ، 5 روز اضافي درج مي شد و به اين ترتيب ، سال درست ، مرکب از 365 شبانه روز بود.در سالي که اين تقويم اختيار شد، اولين روز اولين ماه ، مقارن ، رصد تشريق شعراي يماني آغاز شد و انتخاب آن مسلما به اين سبب بود که تقريبا مقارن آغاز طغيان نيل و انقلاب صيفي بود.

تقويم جلالي يا ملکي
تقويم شمسي که در زمان جلال الدوله ملکشاه سلجوقي تاسيس شد و در قسمت اعظم ايران رواج يافت ، همان تقويمي است که امروزه رايج است.مبدا اين تقويم روز جمعه 9 رمضان 471 هجري قمري است. سال جلالي از اول بهار آغاز مي شود و 12 ماه 30 روزه و 5روز اضافي به دنبال ماه دوازدهم دارد. روز اول سال جلالي ، يعني روز ورود خورشيد به اعتدال بهاري با روز ورود خورشيد به نخستين درجه حمل انطباق يافت با اين قرارداد، سال جلالي به عکس سال مسيحي که در هر 10 هزار سال ، قريب 3 روز با سال شمسي اختلاف پيدا مي کند، هميشه مطابق با سال شمسي قرار دارد و آن را مي توان دقيق ترين تقويم جهان دانست ؛ ولي سالهاي کبيسه در تقويم جلالي ، ثابت نيستند و کبيسه کردن موقوف به نتايج رصد هر سال است.

تقويم هاي زرتشتي
زرتشتي گري در دوره ساساني رواج يافت. پس از حمله اعراب ، زرتشتيان در مناطق مختلف پخش شدند که باعث پيدايش تقويم هاي گوناگون شد.تقويم زرتشتي ، خورشيدي است و با زمان تاجگذاري آخرين پادشاه زرتشتي ، يزدگرد سوم ، شروع مي شود.سال تقويم اوستايي (زرتشتي) در هر 4 سال ، يک شبانه روز يا به طور دقيق تر در هر 128 سال ، 31 شبانه روز از سال شمسي حقيقي عقب مي افتد و در نتيجه ، مثلا نوروز در طول سال تغيير مي کند.در باب تنظيم زمان در ايران باستان ، اطلاعات قطعي در دست نيست. احتمالا در بدو امر، سال قمري ايجاد شده ، ولي ظاهرا ميان مردم کشاورز و گله دار، که اساس کارهايشان بر فصول طبيعي است ،بايد بزودي ترتيب کبيسه اي داده شده باشد.اولين شکل تقويم که از آن نزد اقوام ايراني خبر داريم ، تقويم اوستايي قديم است که قمري - شمسي و آغازش بر پايه انقلاب سيفي بوده است.بعيد نيست که در نتيجه مهاجرت اقوام ايراني و به اقتضاي آب و هوا يا به واسطه رابطه اي که با تمدن بابلي و آشوري داشتند، مبدا سال آنها تغيير کرده باشد. نشانه اين تقويم پارسي قديم در کتيبه هاي داريوش پيدا شده است.تقويم اوستايي در تمام جزييات با تقويم مصري مطابق است و هر روز ماه ، چنان که در مصر معمول بوده ، به يک فرشته موکل منسوب و به اسم او موسوم است و البته تنها مشکل در اين تقويم ، همانند بسياري از تقويم هاي ديگر، کبيسه گيري بوده است که اين مشکل با به وجود آمدن تقويم جلالي تا حدودي حل شد.

طرح بندي: مسعود سروري

<پايان مقاله>

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در پنجشنبه 9 آذر1385 و ساعت 11:28 |