تبليغاتX
علم و فناوري

ترفند (18): يكسان سازي نماي همه‌ي پوشه ها در ويندوز XP


در ويندوز خاصيتي وجود دارد كه بر اساس آن مي توان نماي ظاهري همه ي پوشه ها را به يك شكل در آورد. اين كار براي كساني است كه از بزرگي و كمبود ترافيك پوشه ها در صفحه نمايش خود شكايت دارد. و به وسيله ي آن مي توان نماي همه پوشه ها را مانند نماي يك پوشه دلخواه كند. با استفاده از اين ترفند مي توانيد تنظيماتي مانند جزئيات، مرتب سازي و  ... را كه به نماي ظاهري هر پوشه اختصاص دارد را براي همه ي پوشه ها يكسان كنيد براي اين كار مراحل زير را دنبال كنيد.

1- وارد پوشه اي شويد كه مي خواهيد تنظيمات نماي ظاهري آن را به ساير پوشه ها اعمال كنيد.
2- بر روي منوي Tools (در ويندوز هاي XP و NT و 2000) يا منوي View (در ويندوز هاي 95 و 98) در اين محيط كليك كنيد.
3- گزينه ... Folder Options را كليك كنيد.
4- در پنجره باز شده بر روي زبانه View كليك كنيد.
5- در بخش Folder Views بر روي دكمه Apply to All Folders كليك كنيد.
6- اخطاري ظاهر مي شود. دكمه Yes را كليك كنيد.
7- در پنجره Folder Options دكمه OK را برگزينيد.

حالا تمام تنظيمات مربوط به نماي پوشه مورد نظر به همه ي پوشه ها اعمال مي شود.

براي لغو اين تنظيمات تمامي مراحل بالا را طي كنيد ولي در مرحله 5 دكمه Reset All Folders را كليك كنيد.

توجه: اين اطلاعات در رجيستري ثبت مي شود و هيچ فايلي به پوشه هاي پارتيشن اضافه نمي كند.

<پايان اين ترفند(18)>

ترفند بعدي (19) : تنظيماتي در مورد منبع تغذيه و جريان الكتريكي سيستم-<تاريخ درج ترفند (19) در وبلاگ: 6 يا 7 تير 1386>
تذكر: به دليل فصل امتحانات خودم(مدير وبلاگ) و ساير كاربران امتحان دار، وبلاگ موقتاً در خرداد ماه 1386 به هيچ وجه بروزرساني نخواهد شد.
با تشكر: "مدير وبلاگ علم و فناوري ايران و جهان"

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در جمعه 21 اردیبهشت1386 و ساعت 12:5 |

فيزيك و كاربردهاي آن در فناوري


فيزيك علم شناختن قانون هي عمومي و كلي حاكم بر رفتار ماده و انرژي است. كوشش هي پيگير فيزيكدانان در اين راه سبب كشف بسياري از قانون هي اساسي، بيان نظريه ها و آشنايي با بعضي پديده هي طبيعي شده است. هرچند اين موفقيت ها در برابر حجم ناشناخته ها، اندك است ليكن تلاش همه جانبه و پرشتاب دانشمندان اميد بسيار آفريده كه انسان مي تواند رازهاي هستي را دريابد. انسان در يكي دو قرن اخير، با بهره گيري از روش علمي و ابزارهي دقيق توانسته است در هر يك از شاخه هي علم، به ويژه فيزيك دنياي روشن و شناخته شده خود را وسعت بخشد. در اين مدت با دنيلي بي نهايت كوچك ها آشنا شده، به درون اتم راه يافته تا انواع نيروهاي بنيادي طبيعت را شناخته، الكترون و ويژگي هاي آن را دريافته و طيف گسترده امواج الكترومغناطيسي را كشف كرده است.
فيزيك كه تا اواخر قرن نوزدهم مباحث مكانيك، گرما، صوت، نور و الكتريسيته را شامل مي شد، اكنون در اوايل قرن بيست و يكم در اشتراك با ساير علوم (مانند شيمي، زيست شناسي و...) روز به روز گسترده تر و ژرفاتر شده و بيش از ۳۰ موضوع و مبحث مهم را در برگرفته است (دانشنامه فيزيك تعداد شاخه هاي فيزيك را ۳۳ مورد معرفي كرده است.)

فناوري:
فناوري، چگونگي استفاده از علم، ابزار، راه و روش بري انجام كارها و برآوردن نيازها است. به عبارت ديگر فناوري به كارگيري آگاهي هاي انسان براي تغيير در محيط به منظور رفع نيازها است. اگر علم را فرآيند شناخت طبيعت تعريف كنيم، فناوري فرآيند انجام كارها خواهد بود.در گذشته مثلاً در كشور ايران تا حدود يك صد سال پيش، زندگي ساده و ابتدايي بود و كارها با ابزارهاي ساده و روش هاي اوليه انجام مي شد. كشاورزي، حمل و نقل، تجارت، ساختمان سازي با روش هاي سنتي و ابزارهايي كه در طول زمان از راه تجربه به دست آمده بود صورت مي گرفت.
گرچه انسان به برخي از قانون هاي طبيعي دست يافته بود ليكن علم و عمل كمتر اثر متقابل در يكديگر داشتند. دانشمندان راه خود را مي پيمودند و صنعتگران و ابزاركاران به راه خود مي رفتند تا آنكه عصر جديد آغاز شد و تمدني به وجود آمد كه همه چيز در راه مصالح زندگي انسان و توانايي او به كار گرفته شد.
در سال ۱۶۶۳ ميلادي «جامعه سلطنتي لندن» تاسيس شد و هدف خود را ارتقاي سطح علوم مربوط به امور و پديده هاي طبيعي و هنرهاي مفيد از طريق آزمايش و تجربه به نفع «ابناي بشر» انتخاب كرد. چهار سال بعد فرهنگستان علوم فرانسه در پاريس شكل گرفت و بر مفيد واقع شدن علم تاكيد فراوان شد. اعضاي اين فرهنگستان براي هرچه به ثمر رساندن تحقيقات علمي در زندگي انسان، به تلاش پرداخته و از اين بابت حقوق دولتي دريافت مي كردند.(۱)
در سال ۱۸۵۳ موزه علوم لندن با نام «هيات معتمدين دايره علم و هنر و موزه ملي علم و صنعت» گشايش يافت اما نزديك تر شدن علم و صنعت سبب شد كه در سال ۱۸۸۲ بخش هاي مختلف اين موسسه در هم ادغام شود و سازمان جديدي با نام «دايره علوم كاربردي و تكنولوژي» تاسيس شود.

•نقش فيزيك در فناوري
علم، كوشش در جهت دانايي و فناوري تلاشي در جهت توانايي است. اين هر دو اثر متقابل در هم داشته اند. دانش سبب شد كه ابزارها و روش ها كامل تر شوند و ابزارها نيز دقت انسان را در اندازه گيري ها و رسيدن به نتايج علمي بيشتر كرده است.
اكنون بسياري از موضوع ها و مباحث فيزيك پيامدهاي كاربردي داشته و عملاً در فناوري ها موثر بوده است. فناوري هي ارتباطات، فناوري هاي حمل ونقل (خشكي، دريايي، هوايي و فضايي)،فناوري هاي توليد (كشاورزي-صنعتي)، فناوري هاي استخراج انواع معادن و فناوري هاي ساختمان و انواع ماشين ها و فناوري هاي آموزشي وابسته به دانش مكانيك، الكتريسيته، الكترومغناطيس، ترموديناميك، فيزيك هسته اي، نورشناسي، فيزيك بهداشت، فيزيك پزشكي و... است.
در اين مقاله فقط به نقش فيزيك در فناوري هاي بهداشت و درمان مي پردازيم تا مشخص شود چه اندازه فيزيك در تشخيص و درمان بيماري ها و بهداشت محيط مؤثر است.

•نقش فيزيك در تشخيص بيماري ها
پزشكان براي تشخيص بيماري ها از انواع وسايل ساده مانند دماسنج و فشارسنج، گوشي طبي (استتوسكوپ) تا دستگاه هاي بسيار پيچيده مانند ميكروسكوپ الكتروني، ليزر و هولوگراف كه همه براساس قانون هي فيزيك طراحي و ساخته شده استفاده مي كنند. در اين قسمت به ساختمان و طرز كار برخي از آنها مي پردازيم.

• راديوگرافي و راديوسكوپي
راديوگرافي عكسبرداري از بدن با پرتوهاي ايكس و راديوسكوپي مشاهده مستقيم بدن با آن پرتوها است. در عكاسي معمولي از نوري كه از چيزها بازتابش مي شود و بر فيلم عكاسي اثر مي كند استفاده مي شوند در صورتي كه در راديوگرافي پرتوهايي را كه از بدن مي گذرند به كار مي برند.
پرتوهي ايكس را نخستين بار در سال ۱۸۹۵ ميلادي، "ويلهلم كنراد رنتيگن" استاد فيزيك دانشگاه ورتسبورگ آلمان كشف كرد. اين كشف بسيار شگفت انگيز بود و خبر آن با سرعت در روزنامه هاي جهان منتشر شد. جالب است كه رنتيگن بر روي پرتوهاي كاتدي كار مي كرد و به طور اتفاقي متوجه شد كه وقتي اين پرتوها، كه همان الكترون هاي سريع هستند به مواد سخت و فلزات سنگين برخورد مي كنند پرتوهي ناشناخته اي توليد مي شود او اين پرتوها را پرتو ايكس به معني مجهول ناميد.
پرتوهاي ايكس قدرت نفوذ و عبور بسيار زياد دارند. به آساني از كاغذ، مقوا، چوب، گوشت و حتي فلزهي سبك مانند آلومينيوم مي گذرند، ليكن فلزهاي سنگين مانند سرب مانع عبور آنها مي شود. اشعه ايكس از استخوان هاي بدن كه از مواد سنگين تشكيل شده اند عبور نمي كنند در صورتي كه از گوشت بدن به آساني مي گذرند. همين خاصيت سبب شده كه آن را بري عكسبرداري از استخوان هاي بدن به كار برند و محل شكستگي استخوان ها را مشخص كنند. براي عكسبرداري از روده و معده هم از پرتوهي ايكس استفاده مي شود ليكن براي اين كار ابتدا به شخص مايعاتي مانند سولفات باريم مي خورانند تا پوشش كدري اطراف روده و معده را بپوشاند و سپس راديوگرافي صورت مي دهند.
كشف پرتوهي ايكس كه به وسيله رنتيگن عملي شد سرآغاز فعاليت هي دانشمنداني مانند تامسون، بور، رادرفورد، ماري كوري، پيركوري، باركلا و بسياري ديگر شد به طوري كه نه فقط چگونگي توليد، تابش و اثرهاي پرتو ايكس و گاما و نور شناخته شد بلكه خود اشعه ايكس يكي از ابزارهي شناخت درون ماده شد و انسان را با جهان بي نهايت كوچك ها آشنا كرد و انرژي عظيم اتمي را در اختيار بشر قرار داد.
پرتوهاي ايكس در پزشكي و بهداشت براي پيشگيري، تشخيص و درمان به كار مي رود به طوري كه در فناوري هاي مربوطه يكي از ابزارهاي اساسي است.

•سونوگرافي
سونوگرافي عكسبرداري با امواج فراصوت است. فراصوت امواج مكانيكي مانند صوت (۲) است كه بسامد آن بيش از ۲۰ هزار هرتز است. اين امواج را مي توان با استفاده از نوسانگر پتروالكتريك يا نوسانگر مغناطيسي توليد كرد.
خاصيت پيزوالكتريك عبارت است از ايجاد اختلاف پتانسيل الكتريكي در دو طرف يك بلور هنگامي كه آن بلور تحت فشار يا كشش قرار گيرد و نيز انبساط و انقباض آن بلور هنگامي كه تحت تاثير يك ميدان الكتريكي واقع شود. بنابراين هرگاه از يك بلور كوارتز تيغه متوازي السطوحي عمود بر يكي از محورهي بلور تهيه كنيم و اين تيغه را ميان دو صفحه نازك فولادي قرار دهيم و آن دو صفحه را به اختلاف پتانسيل متناوبي وصل كنيم، تيغه كوارتز با همان بسامد جريان منبسط و منقبض مي شود و به ارتعاش درمي آيد و در نتيجه امواج فراصوت توليد مي كند. پديده پيزوالكتريك در سال ۱۸۸۰ به وسيله "پيركوري" كشف شد و از آن علاوه بر توليد امواج فراصوتي، در ميكروفن هاي كريستالي و فندك استفاده مي شود.
امواج فراصوتي داري انرژي بسيار زياد است و مي تواند سبب بالا رفتن دماي بافت هاي بدن انسان، سوختگي و تخريب سلول ها شود. از اين امواج در دريانوردي، صنعت و پزشكي استفاده مي شود.
در پزشكي بري تشخيص، درمان و تحقيقات اين امواج را به كار مي برند. دستگاهي كه براي عكسبرداري به كار مي رود اكوسكوپ (۳) يا سونوسكوپ (۴) است. اساس كار عكسبرداري با امواج فراصوت بازتابش امواج است در اين عمل دستگاه گيرنده و فرستنده موجود است و از بسامدهي ميان يك ميليون تا پانزده ميليون هرتز استفاده مي كنند. دستگاه مولد ضربه هاي موجي در زمان هاي بسيار كوتاه يك تا پنج ميليونيم ثانيه را در حدود ۲۰۰ ضربه در ثانيه مي فرستد و اين ضربه ها در بدن نفوذ مي كند و چنانچه به محيطي برخورد كند كه غلظت آن با محيط قبلي متفاوت باشد پديده بازتابش روي مي دهد و با توجه به غلظت نسبي دو محيط مقداري از انرژي ضربه هي فراصوت بازتابش مي شود. دستگاه گيرنده اين امواج را دريافت مي كند و به كمك دستگاه الكتروني و يك اسيلوسكوپ آن را به نقطه يا نقاط نوراني به تصوير تبديل مي كند. عكسبرداري با فراصوت را بري تشخيص بيماري هاي قلب، چشم، اعصاب، پستان، كبد و لگن انجام مي دهند.

 •وسايل الكتروپزشكي
بخشي از وسايل تشخيص بيماري ها، دستگاه هايي هستند كه براساس قانون هاي مربوط به الكتريسيته و الكترونيك ساخته و به كار گرفته مي شوند. نمونه اي از اين دستگاه ها عبارتند از الكتروكارديوگراف، الكتروبيوگراف و الكترو آسفالوگراف. اين دستگاه ها مي توانند با رسم نمودارهايي وضع سلامت يا بيماري را بري پزشك مشخص كنند. ممكن است اين دستگاه ها مجهز به نوسان نگار باشند و در نتيجه نمودارها مستقيماً بر روي يك صفحه تلويزيون مشاهده شود. نمونه اين دستگاه ها كارديوسكوپ است كه معمولاً در اتاق بيمار قرار مي گيرد و بر آن منحني ضربان قلب بيمار مشاهده مي شود. در الكتروكارديوگراف به جاي آنكه منحني ها مستقيماً ديده شود آن منحني ها (نمودارها) بر روي نواري از كاغذ ثبت و ضبط مي شود و پزشك از روي آنها مي تواند وضعيت قلب و نوع بيماري را تشخيص دهد.
الكتروآنسفالوگرافي دستگاهي است كه با آن بيماري هايي چون صرع، تومورهاي مغزي، ضربه، اعتياد به دارو و الكل تشخيص داده مي شود و كار اين دستگاه با استفاده از فعاليت هاي الكتريكي كه در سطح بدن ظاهر مي شود، صورت مي گيرد. اندازه گيري ها نشان مي دهد كه در قشر مغز تغييرات پتانسيل الكتريكي منظمي انجام مي شود. «اين پتانسيل هاي الكتريكي به استثناي حالت بيهوشي عميق يا قطع جريان خون به مغز هميشه وجود دارند. هنگامي كه قشر مغز خراب شود، اين نقش تغيير مي كند. با قرار دادن الكترودهاي پهن يا الكترودهاي سوزني شكل بر روي پوست سر مي توان امواج را از پوست سر به سمت دستگاه ثبات هدايت كرد ... اين امواج نتيجه پتانسيل هاي كار نورون هاي عصبي قشر مغزند كه در سطح مغز ظاهر مي شوند ... خاصيت مهم اين امواج بسامد آنها است. گستره معمولي اين بسامد از يك تا ۶۰ هرتز تغيير مي كند ... اين امواج برحسب بسامد، ولتاژ، محل هاي تلاقي، شكل امواج و نقش هايي كه دارند، ارزيابي مي شوند.»


• اسكن (تهيه طرح هاي سه بعدي از بدن)
در سال هاي ۷۰-۱۹۶۰ براي تشخيص بيماري ها چهار روش جديد ابداع شد:
الف) گرمانگاري: نخستين روش گرمانگاري بود كه در سال ۱۹۶۲ عرضه شد. مي دانيم كه هر جسمي كه دمايش بالاتر از صفر مطلق (۲۷۳- درجه سلسيوس) باشد از خود امواجي تابش مي كند كه به نام امواج گرمايي معروف است. از اين خاصيت يعني انتشار امواج گرمايي از بدن انسان استفاده شده و اختلاف دماي قسمتي از بدن را به صورت تصويري رنگي تهيه مي كنند. اين روش بري تحقيق و بررسي رگ هاي خوني سطحي بدن مفيد است و با آن مي توان از وجود تومورها نيز باخبر شد.
ب) توموگرافي: پرتوهي ايكس مي توانند از بافت هي نرم بگذرند، ليكن ميزان جذب يا عبور آنها به غلظت بافت بستگي دارد. چنانچه پرتو ايكس در مسير خود از غده اي بگذرد، ميزان جذب آن نسبت به وضعيتي كه غده وجود نداشته باشد، تفاوت مي كند. به كمك كامپيوتر مي توانند تصويري را كه از بدن گرفته اند، پردازش كنند و اطلاعات دقيق مربوط به ساختمان بدن و وجود غده را مشخص نمايند. عملي كه با كمك پرتو ايكس و كامپيوتر براي تعيين غده ها صورت مي گيرد را توموگرافي مي نامند.
پ) هولوگرافي (تمام نگاري): دنيس گابور فيزيكدان نوع جديدي از عكاسي را در سال ۱۹۴۷ ابداع كرد كه بعداً در موارد گوناگون از جمله در پزشكي از آن استفاده شد. هولوگرافي براساس خواص امواج متكي است و تصويري كه از ريزشيء گرفته مي شود، سه بعدي است. در اين طريقه تصويري كه از هر عضو بدن گرفته مي شود، كاملاً همه قسمت هاي اطراف آن عضو ديده مي شود. بري تهيه عكس سه بعدي معمولاً از پرتوهاي ليزر استفاده مي شود.
ت) دستگاه تشديد مغناطيسي NMR :اساس اين دستگاه بر اين خاصيت است كه هسته اتم هاي خاصي در صورت قرار گرفتن در ميدان مغناطيسي امواجي از خود تابش مي كنند كه قابل رديابي است. اين پديده در سال ۱۹۴۰ شناخته شد و كاربرد آن در پزشكي بري نخستين بار در سوئد توسط «اريش اودبلاد» (5) و از دهه ۱۹۵۰ شروع شد.
در سال ۱۹۷۳ در انگليس از طريق رديابي تابش تراكم اتم هي هيدروژن در بافت هي مختلف بدن نخستين تصوير NMR  تهيه شد. از سال ۱۹۷۷ به بعد تصوير از مغز نيز به اين وسيله گرفته شد.

-------پي نوشت ها--------
1- هنرهاي مفيد: پس از گذشت بيش از سه قرن، بعيد به نظر مي رسد كه دريابيم آن چهل تن عضو جامعه سلطنتي از كلمه «هنرهاي مفيد» چه منظوري داشتند كه به تعبير خود آنان مي بايست از كاربرد معلومات علمي الهام مي گرفت. البته با رجوع به مباحث اوليه آنان روشن مي شود كه آنها مكانيزه كردن روند صنايع را به طور اخص در سر داشتند كه قبلاً شروع شده بود و پيش بيني مي شد كه تا آغاز انقلاب صنعتي در يك قرن بعد به طور كامل شكوفا شود. نتيجتاً «هنرهاي مفيد» را مي توان با تكنولوژي آن روز معادل دانست. اختراعات و اكتشافات قرن بيستم صفحه ۱۴
۲- صوت، امواج مكانيكي با بسامد ۲۰ تا ۲۰ هزار هرتز است. امواج كمتر از ۲۰ هرتز را فروصوت و امواج بالاتر از ۲۰ هزار هرتز را فراصوت مي نامند.
۳- Echoscope
۴- Sonoscope
۶-
Erich Odeblad

منبع : نقل از سايت بنياد علمي نظريه CPH

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در جمعه 21 اردیبهشت1386 و ساعت 12:4 |

ترفند (17): افزودن نام روز به طور فارسي در تاريخ سيستم عامل ويندوز XP


در اين ترفند مي خواهيم، هنگام مشاهده تاريخ در قسمت هاي مختلف سيستم عامل ويندوز XP، نام روز كه به صورت لاتين (مثلاً:Sunday, Monday و...) مي باشد را با نام هاي فارسي روز (مثلاً: شنبه، يكشنبه و...) جايگزين كنيد. براي اعمال اين كار مراحل زير را دنبال كنيد:

1- برروي منوي Start كليك كرده و سپس Control Panel را برگزينيد.
2- در پنجره باز شده در سمت چپ روي گزينه Switch to classic view را كليك كنيد.
3- بر روي Regional and Language Options دابل كليك كنيد.
4- در كادر باز شده، در زبانه Regional Options ، روي دكمه Customize كليك كنيد.
5- كادري باز مي شود. روي زبانه Date كليك كنيد.
6- در مقابل Calendar Type دكمه فلش روبه پايين را كليك كرده و سپس گزينه دوم يعني تقويم ميلادي (برگردان فرانسه) را كليك كنيد.
7- در همين كادر در مقابل گزينه هاي Short Date format و Long Date format به قسمت آخر yyyy/MM/dd عبارت dddd, را اضافه كنيد. (يعني در مجموع به yyyy/MM/dd,dddd تغيير پيدا كند)
8- سپس دوبار پياپي دكمه OK را بفشاريد.

حالا اگر توجه كنيد در تمام قسمت هاي ويندوز كه تاريخ موجود مي باشد . نام روز مربوطه به صورت فارسي قابل مشاهده خواهد بود. مثلاً با اشاره ماوس برروري زمان در نوار وظيفه تاريخ به صورت مثلاً 19/04/2007,پنجشنبه نمايش داده مي شود.

براي حذف اين خاصيت مراحل 1 تا 8 بالا را دنبال كنيد با اين تفاوت كه اين بار در مرحله 6 (Gregorian Calendar (English را برگزينيد. و در مرحله 7 dddd, را در مقابل گزينه هاي مذكور حذف كنيد.

ايده و طرح: مسعود سروري

<پايان اين ترفند(17)>

ترفند بعدي (18) : يكسان سازي نماي همه‌ي پوشه ها در ويندوز XP-<تاريخ درج ترفند (18) در وبلاگ: 21 يا 22 ارديبهشت 1386>

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در شنبه 8 اردیبهشت1386 و ساعت 18:5 |

 لحظه تحويل


معمولاً هنگامي كه يك سال شمسي به روزهاي پاياني خود مي رسد، صحبت از ويژگي هاي تقويم سال آينده شروع مي شود. از بين اين بحث ها، يك بحث بيش از بقيه جلب توجه مي كند و آن، «لحظه تحويل» سال آينده است. طبق سنت، در اين لحظه همه افراد خانواده دور هم جمع مي شوند و بنا بر رسوم باستاني خود، آغاز سال نو را جشن مي گيرند. اين لحظه اي است كه خاطره آن هميشه در يادها مي ماند اما آيا تاكنون از خود پرسيده ايد كه اصولاً اين زمان بر چه مبنايي انتخاب و تعيين مي شود؟ و در اين لحظه چه اتفاقي مي افتد كه آن را با آغاز سال پيوند دهند؟

زمان و تقويم
زمان، انسان را به ياد ساعت و تقويم مي اندازد. مطمئناً همه شما با نظام 24 ساعتي شبانه روز آشنا هستيد و در زندگي روزانه خود به راحتي از آن استفاده مي كنيد. اين نظام و مفهوم شب و روز، به قدري بديهي است كه شايد هرگز به منشأ و چرايي آن فكر نكرده ايد. اما در سپيده دم تمدن، اجداد ما نمي توانستند اين چنين ساده و راحت مفاهيم زمان را درك كنند. شايد نخستين مفهوم گذشت زمان براي آنان طلوع و غروب خورشيد بوده است. بالا آمدن گوي فروزاني از شرق و فرونشستن آن در غرب و تكرار مداوم آن، انسان را به مفهوم روز وشب و سپس «شبانه روز» رهنمون شد. اين بنيادي ترين جزء يك نظام سنجش زمان است: «پديده اي متناوب و تكرار شونده» خوشبختانه طبيعت چندين پديده متناوب ديگر نيز در اختيار انسان قرار داده است و از اينجا بود كه مفاهيم سال، فصل و ماه پديد آمد. اما چرا انسان به واحدهاي بزرگتر از روز روي آورد؟ به اين دليل كه اگر تنها واحد سنجش زمان روز باشد. در اين صورت پس از گذشت نسل هاي متوالي، شمارش آن بسيار مشكل و به خاطر سپردنش از آن هم دشوارتر خواهد بود. اما با استفاده از واحدهاي بزرگي همچون سال، دهه و قرن كار آسان تر مي شود.
براي انسان هاي اوليه، همين كافي بود كه يك سال را به طور تقريبي 360 روز و يك ماه را 30 روز بداند اما پيشرفت تمدن، باعث نياز به دقت بيشتر در محاسبه زمان شد و اين امر، يك مشكل بزرگ را نمايان ساخت: متاسفانه واحدهاي بزرگتر از زمان، حاصلضرب صحيحي از واحد هاي كوچكتر نبودند. به عبارت ديگر، در يك سال نمي توان تعداد صحيحي از شب و روزهاي كامل را جاي داد. البته گفته بالا به هيچ وجه دقيق نيست. وقتي مي گوييم «سال» بايد دقيقاً مشخص كنيم كه منظورمان از سال چيست؛ همين طور براي شبانه روز. تعجب نكنيد! در «نجوم كروي» چندين نوع سال و روز و ماه وجود دارد. اگر يك متن نجوم كروي مربوط به زمان را بخوانيد. مطمئناً از ديدن اسامي عجيب و تعاريف گوناگون دستگاه هاي مختلف زمان، در شگفت خواهيد شد. البته ما قصد نداريم وارد اين مبحث گسترده شويم. بلكه فقط چند تعريف ساده شده از آن را كه براي كارمان ضروري است، برمي گزينيم.
شما احتمالاً با دو نوع از سال ها آشناييد: سال شمسي و سال قمري. مبناي طبيعي اين سال ها از نامشان پيدا است. يعني سال شمسي از حركت خورشيد و سال قمري از حركت ماه بهره مي گيرد. همانطور كه مي دانيد، در اصل اين زمين است كه به دور خورشيد مي گردد. اما از آنجا كه حركت، نسبي است؛ ما بر روي زمين تصور مي كنيم كه خورشيد در حال حركت در آسمان است. اين حركت در يك مسير خاص در آسمان صورت مي گيرد كه «دايره البروج» نام دارد و ما بعداً در باره آن بيشتر صحبت خواهيم كرد.
حال، با توجه به آنچه گفتيم، مي توان يك سال شمسي را «مدت زمان حركت خورشيد از يك نقطه خاص در آسمان و بازگشت به همان نقطه» تعريف كرد. اين ساده ترين سال است كه به آن «سال برجي» هم گفته مي شود. از آنجا كه اين نوع سال با خورشيد در ارتباط است و خورشيد هم يكي از عوامل كنترل كننده طبيعت و فصول است، در بيشتر تقويم ها از اين نوع سال استفاده شده است. اما در سال قمري، مدت زمان 12 بار گردش كامل ماه به دور زمين به عنوان مبنا انتخاب شده است. هرچند اين نوع سال بر مظاهر طبيعت و فصول منطبق نيست، اما از آنجا كه تاريخ دين ما براين اساس بنيان شده است، از آن نيز استفاده مي كنيم.
برگرديم به سال شمسي، يعني مدت زمان دو عبور متوالي خورشيد از يك نقطه ثابت در آسمان. انسان در اعصار گذشته اين مدت زمان را 365 روز اندازه گرفته بود و براساس آن به محاسبه تاريخ مي پرداخت. اما به تدريج كه شمار سال ها فزوني يافت، انديشمندان دريافتند كه اين سال هاي 365 روزي، كم كم از مظاهر طبيعي آغاز سال انحراف پيدا مي كنند. متفكران به اين فكر افتادند كه طول سال ها را دقيق اندازه بگيرند. اين اندازه گيري ها با همان وسايل ابتدايي نشان مي دادند كه طول يك سال شمسي اندكي از 365 روز بيشتر است؛ يعني حدود 25/365 روزه است.
حال به نظر شما چگونه مي توان اين 25/0 روز و يا ساعت را به حساب آورد. توجه كنيد كه اين 6 ساعت هاي اضافي، پس از 4 سال، به يك شبانه روز (24 ساعت) مي رسند. پس اگر در يك دوره 4 ساله، يك روز به انتهاي سال چهارم بيفزاييم وآن را 366 روز در نظر بگيريم، مشكل حل مي شود. چرا كه در اين صورت 4 سال داراي 1461 روز(366+3×365) خواهد شد. يعني هر سال به طور متوسط 25/365 روز خواهد داشت.
اين نظام كبيسه اي را بيشتر تقويم هاي باستاني به كار برده اند(سال چهارم را كه 366 روز است، سال كبيسه مي نامند). يكي از اين تقويم ها ، «تقويم ژوليني» است كه «ژوليوس سزار» باني ان بوده است. اين تقويم، مبناي تقويم كنوني مسيحي است.
اما نه كار يه پايان نرسيد! چرا كه پس از گذشت چند قرن، يعني در اواخر قرن شانزدهم ميلادي، باز تقويم با طبيعت اختلاف فاحشي پيدا كرد؛ طوري كه آغاز فصل بهار كه در ابتداي وضع اين تقويم در 21 مارس بود، در سال هاي 1928 ميلادي ده روز به عقب رفته و به 11 مارس رسيده بود.(در مورد چگونگي تعيين آغاز فصل بهار، در ادامه همين مقاله سخن خواهيم گفت). به همين علت پاپ گرگوري سيزدهم با مشورت دانشمندان تصميم گرفت نظام ديگري براي برقراري سال كبيسه وضع كند. نتيجه اين شد كه اولاً10 روز را از تقويم سال حذف كردند. (يعني در سال 1582 ميلادي، روز بعد از چهارم اكتبر 1582، 15 اكتبر خوانده شد!) در مورد برقراري كبيسه نيز چنين تصميم گرفته شد كه در هر چهار قرن به جاي 100 سال كبيسه، 97 سال كبيسه در نظر گرفته شود. به اين ترتيب كه در سال هايي كه دو صفر ختم مي شوند مانند 1700 و 1800، تنها آنهايي كبيسه باشند كه بر 400 قابل بخش هستند (مانند 1600)؛ بنابرين در اين دوره 400 ساله تقويم گرگوري 146097 روز (97+400×365) خواهيم داشت كه هر سال، به طور متوسط داراي 2425/365 روز خواهد بود. امروزه مي دانيم كه طول متوسط سال شمسي حقيقي، برابر است با 24219879/365 روز. بنابرين طول سال در تقويم گرگوري، تنها 0003/0 روز از طول حقيقي سال بيشتر است و اين مقدار، پس از حدود 30.000 سال به يك روز مي رسد.
ممكن است اين روش را روش هوشمندانه اي بدانيد و دقت آن را تحسين كنيد، اما بايد بدانيد كه تقويم ديگري وجود دارد كه دقت آن، بارها بيشتر از تقويم گرگوري است و تقريباً 500 سال پيش از آن (يعني در سال 1079 ميلادي) تدوين شده است. آيا مي دانيد اين چه تقويمي است؟ بله همان تقويمي كه ما امروزه در ايران به كار مي بريم (در واقع پايه آن) قبل از بحث در مورد اين تقويم، لازم است چند مسئله نجومي را توضيح بدهيم.

كره سماوي و دايره البروج
شب كه به آسمان مي نگريد، اگر آسمان صاف باشد و بتوانيد منظره زيباي ستارگان چشمك زن را به وضوح در آن ببينيد، با كمي تخيل در خواهيم يافت كه گويي آسمان مانند يك كاسه بزرگ وارونه است كه شما روي زمين، در مركز هندسي آن ايستاده ايد. اين تصوير به گذشتگان باستاني ما نيز دست مي داد. زيرا در نظر اول به هيچ وجه نمي توان دريافت كه اين ستارگان در فواصل متفاوتي از ما قرار گرفته اند. به همين دليل آنان معتقد بودند كه ستارگان همچون پولك هايي درخشان بر سطح دروني يك كره بزرگ آسماني، به نام «كره سماوي» جاي گرفته اند كه زمين در مركز آن است. امروز با آن كه مي دانيم اين تصورات كاملاً باطل هستند، اما باز هم به منظور سهولت در ثبت مكان «ظاهري» ستارگان، بهتر است از همان مفهوم كهن استفاده كنيم. بنابرين در علم نجوم كروي زمين نيز، مانند نجوم قديم مفهوم كره سماوي اهميت بسزايي دارد و چنين تعريف مي شود: كره سماوي كره اي است فرضي كه به مركز زمين وشعاع بي نهايت كه تمام ستارگان بر روي پوسته دروني آن واقع شده اند. با توجه به اين تعريف، مي توانيم براي چند تا از ويژگي هاي جغرافيايي كره زمين، در كره سماوي نمونه هايي پيدا كنيم. به عنوان مثال همانطور كه مي دانيد، در علم جغرافيا يك كمربند بزرگ و فرضي براي زمين در نظر گرفته مي شود كه آن را به دو نيمكره شمالي و جنوبي تقسيم مي كند. اين همان خط استوا است. حال همين خط استوا را براي كره سماوي هم مي توان در نظر گرفت. در واقع كافي است فرض كنيم خط استوا آنقدر بزرگ شود تا به كره سماوي بچسبد؛: در اين صورت براي كره سماوي هم يك كمربند فرضي بسيار عظيم خواهيم داشت كه آن را «استواي سماوي» مي ناميم.
به همين ترتيب مي توان قطب هاي شمالي و جنوبي سماوي را نيز تعريف كرد. شما احتمالاً از كودكي به يادداريد كه گفته اند خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي گردد اما همانطور كه قبلاً نيز گفتيم، از آنجا كه ما روي زمين هستيم چنين به نظر مي رسد كه زمين ساكن و خورشيد در آسمان حركت مي كند. به همين ترتيب اگر مسير حركت خورشيد را بر روي كره سماوي دنبال كنيم، يك دايره بزرگ به دست خواهيم آورد كه آن را «دايره البروج» مي نامند و با استواي سماوي زاويه در حدود 5/23 درجه مي سازد. وجه تسميه اين نام، آن است كه بر روي دايره البروج 12 صورت فلكي مهم قرار دارند كه به محدوده هركدامشان يك برج مي گويند.
دايره البروج در دو نقطه، استواي سماوي را قطع مي كند كه «اعتدال بهاري» و «اعتدال پاييزي» نام دارند. در واقع وقتي كه خورشيد به اين دو نقطه مي رسد، طول شب و روز با هم برابر شده و يك از دو فصل بهار و يا پاييز آغاز مي شوند. يكي از همين دو نقطه، يعني اعتدال بهاري، نقش اساسي در تقويم شمسي ما دارد.

تقويم جلالي و لحظه تحويل سال
بعد از اسلام در ايران تقويم منظمي وجود نداشت. درمحافل سياسي و علمي جهان اسلامي كه ايران نيز جزو آن به حساب مي آمد، تقويم هجري قمري به كار مي رفت، اما در بين عامه مردم ايران، تقويم كهن باستاني (تقويم يزدگردي) معمول بود . اما در حساب هاي كبيسه هاي اين تقويم سهل انگاري مي شد، تاجايي كه در عهد ملكشاه سلجوقي، نوروز به اواسط شهريور ماه رسيده بود! اين مسائل مشكلات عديده اي را در حساب هاي مالي و خراجي يك سال ايجاد مي كرد. به همين سبب دانشمندان آن زمان به همت حكيم عمر خيام و با حمايت ملكشاه و وزير دانشمند وي، خواجه نظام الملك طوسي، به اصلاح و احياي تقويم شمسي قديم ايراني بر مبناي هجرت پيامبر بزرگ اسلام (ص) اقدام كردند و تقويم تازه را به لقب سلطان جلال الدين ملكشاه، تقويم «جلالي» ناميدند.
در اين تقويم مقرر شد كه سال با رسيدن خورشيد به نقطه اعتدال بهاري آغاز شود. اين همان «لحظه تحويل سال» است. بنابرين «لحظه تحويل سال، لحظه اي است بين ظهر روز اول فروردين و ظهر روز آخر اسفند، كه مركز خورشيد بر نقطه اعتدال بهاري منطبق شود
حال از آنجا كه تقويم هجري شمسي كنوني ما نيز اساساً همان تقويم جلالي است (تنها فرق اين دو در مبدا تقويم است). بنابرين مفهوم تحويل سال در تقويم كنوني ما همان است كه در تقويم جلالي ذكر شد. همچنين بر طبق قوانين اين تقويم اگر تحويل سال، قبل از ظهر (ساعت 12) به وقوع بپيوندد آن روز، اول فروردين واگر بعد از ظهر اتفاق بيفتد آن روز آخر اسفند سال قبل خواهد بود.
حال به مسئله محاسبه اين لحظه مي پردازيم. اگر طول سال شمسي ثابت بود، اين محاسبه بسيار ساده بود. زيرا در اين صورت، اگر زمان تحويل يك سال را مي دانستيم با افزودن تقريباً 6 ساعت به آن زمان تحويل سال بعد را به دست مي آورديم. اين 6 ساعت و يا به طور دقيقتر 5 ساعت و 48 دقيقه همان خرده اعشاري در طول سال شمسي (تقريباً 2422/365 روز) است. اما طول سال همواره ثابت نيست و اين به سبب تغييراتي است كه در مسير حركت زمين در آسمان به وجود مي آيد. درواقع براي محاسبه دقيق زمان اين لحظه بايد معادلات حركت خورشيد و چندين معيار ديگر را نيز در نظر بگيريم. اين محاسبات ومعادلات، نسبتاً پيچيده اند آوردن آن ها در اين جا موجب ملال خواننده خواهد شد. با اين همه، تغييرات مزبور نسبتاً كوچك هستند و شما مي توانيد براي بدست آوردن زمان تقريبي لحظه تحويل سال هاي بعد از همان روش گفته شده در بالا استفاده كنيد. يعني كافي است 6 ساعت به زمان تحويل سال بعد به دست آيد. حال ديگر شما مي دانيد كه حدوداً چه ساعتي بايد منتظر تحويل سال 1387 باشيد!

<پايان مقاله>

تايپيست و گردآورنده: مسعود سروري- www.elm-saravri.blogfa.com

نقل از : مجله دانشمند،ش522 س45 ص65

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در شنبه 8 اردیبهشت1386 و ساعت 18:4 |