تبليغاتX
علم و فناوري

ترفند (20): ويژگي هاي پنهان يك حساب كاربري


اين بار مي خواهيم درباره يك حساب كاربري يا همان User account توضيحاتي را ارائه بدهم اميدوارم كه مورد قبول واقع شود.

يكي از امكانات و اساس تعريف سيستم عامل ويندوز خواصيت چند كاربره بودن است. در ويندوز XP به طور محسوس امكانات اين زيادتر شده است. ولي دسترسي به قسمتي از اين امكانات و ويژگي ها مشكل و براي تازه كاربران (كاربران مبتدي كه به تازگي شروع به كار با رايانه كرده اند.) ممكن است ناخوشايند باشد. ولي در صورت استفاده به موقع و به جا از اين ويژگي ها مي توان به طور قابل ملاحظه كار با رايانه را بهينه تر و سازگاري با افرادي كه با رايانه كار مي كنند را بيشتر مي كند. براي دستيابي به اين ويژگي ها كه در دو بخش مجزا از هم هستند در زير بيان مي شود.

الف)بخش User accounts:
براي رسيدن به اين بخش، بر روي منوي Start كليك كرده و سپس Control Panel را برگزينيد. بر روي آيكوني به همين نام دابل كليك كنيد. پنجره حساب كاربري نمايان خواهد شد. حال به توضيح قسمت هاي اين بخش مي پردازيم:

1- Change an account: با كليك بر روي اين بخش مي توانيد خصوصيات يك كاربر را كه نامش نمايان خواهد شد تغيير دهيد.
1-1 Change My name: نام كاربري را تغيير مي دهد.
2-1 Create a password: با كليك بر روي اين بخش مي توانيد بر روي كاربر خود رمز عبور قرار دهيد. توجه كنيد كه در بخش سوم اين گزينه يعني Password hint خود رمز عبور را ننويسيد. بلكه بايد عبارتي را تايپ نماييد كه بعدها در صورت فراموش شدن رمز عبور خود با نگاه كردن به آن، آن را به ياد آوريد.
3-1 Change my picture: آيكون يا نماد مورد استفاده شمارا تغيير مي دهد.
4-1 Change the account type: نوع كاربر را تغيير مي دهد. در ويندوز به طور پيش فرض دو نوع كاربر با امكانات متفاوت فعاليت متفاوتي خواهد كرد:
1-4-1 Administrator: اين نوع را اگر انتخاب كنيد شما مي توانيد از تمام امكانات سيستم عامل استفاده كنيد.
2-4-1 Limited: اين يك نوع كاربر است كه نسبت به بعضي اعمال در سيستم عامل محدود شده است. مثلاً نمي تواند زمان و تاريخ سيستم را تغيير دهد.
5-1 Delete the account: با استفاده از اين ايزار مي توانيد حساب كاربري را كه با ان بالا نيامده ايد حذف نماييد.
6-1 Change the password: اگر قبلا بر روي يك حساب كاربري رمز عبور گذاشته شده باشد با استفاده از اين بخش مي توانيد نسبت به تغيير آن اقدام كنيد.
7-1 Remove the password: مي توانيد با استفاده از اين بخش رمز عبور را از روي يك حساب كاربري حذف نماييد.

2- Create a new User: با استفاده از اين بخش مي توانيد يك حساب كاربري بسازيد.

3- Change the way users log on or off: با استفاده از اين بخش مي توانيد شيوه ي نمايش پنجره كاربرها را هنگام ورود به آن ها يا خروج تغيير دهيد.
1-3 Use the welcome screen: اگر اين گزينه تيك خورده باشد. هنگام روشن كردن رايانه و طي شدن مرحله ي اول راه اندازي سيسم عامل، به طور پيش فرض صفحه اي آبي رنگ ظاهر مي شود كه نسبت به ورود به كاربر دلخواه مي توان در اين صفحه اقدام كرد. اگر هم غير فعال شود نحوه ورود به ويندوز XP شبيه سيستم عامل ويندوز ME مي شود.
2-3 Use Fast user Switching: اگر اين گزينه فعال شود. مي توان با استفاده از دكمه Switch User بلافاصله و بدون لاگ آف شدن به كاربر مورد نظر وارد شويد.

ب)بخش Local Users and Groups:
اين قسمت همان بخش داراي ويژگي هاي مخفي است. جهت دستيابي به اين قسمت در Control Panel بر روي آيكن Administrative دابل كليك كرده و سپس بر روي آيكن Computer management دابل كليك كنيد. پنجره اي باز مي مي شود بر روي گزينه اي در سمت چپ به همين نام Local Users and Groups كليك كنيد. حال به بيان امكانات اين بخش مي پردازيم:

1- بخش Group: در اين بخش انواع گروه هايي كه مي توانند از كامپيوتر استفاده كنند نمايش داده شده اند. بعضي از انواع گروه ها به شرح زيرند.
administrators: افرادي كه مي توانند به طور كامل اط سيستم استفاده نمايند به عبارت ديگر مدير سيستم هستند.
Guests: گروهي كه بطور ميهمان از يك سيستم عامل استفاده مي كنند.
helpServicesGroup: گروهي كه فقط جهت اطلاع رساني با كامپيوتر كار مي كنند.
Backup operator:
كساني كه مسئول گرفتن و تهيه نسخه پشتيبان از فايل ها مي باشند.
2-بخش Users: در اين بخش مي توانيد تنظيمات مخفي را به كاربر مورد نظر اعمال كنيد. با دابل كبيك بر روي هر كاربر موجود پنجره اي باز مي شود كه امكانات آن بدين شرح است.
1-2 سربرگ General:
1-1-2 ...User must change: اگر تيك اين قسمت فعال باشد. اين كاربر در هر مرحله ورود به ويندوز بايد رمز خود را عوض كنند.
2-1-2 User cannot change password: با فعال بودن اين بخش، كاربر نمي تواند رمز عبور خود را باطل كند.
3-1-2 Password never expires: اگر اين گزينه فعال باشد رمز كاربر پس از مدت تعيين شده در قسمتي از سيستم عامل باطل نخواهد شد.
4-1-2 Account is disabled: اگر اين گزينه فعال شود كاربر مربوطه غير فعال مي شود.
2-2 سربرگ Member of: نوع كاربر را مي توان در اين بخش تعيين كرد.
1-2-2 ...add: با كليك كردن بر روي اين دكمه مي توانيد نوع گروه مورد نظر را به خصوصيات كاربر مورد نظر خود اضافه كنيد.
در پنجره باز شده اگر بر روي دكمه Advanced كليك شود پنجره اي باز شود. در پنجره باز شده روي دكمه Find now كليك كنيد. حال انواع گروه ها نمايش داده مي شود. گروهي را كه مي خواهيد عضو آن شويد كليك كنيد. وسپس بر روي دكمه OK كليك كنيد. در پنجره قبلي نيز OK كنيد.حالا شما خصوصيات گروه مورد نظر را مي گيريد.
2-2-2 Remove: اگر بر روي گروه مورد نظر كليك شود و اين دكمه كليك شود. خصوصيات ان گروه را از دست خواهيد داد.
3- كليك راست روي كاربر مورد نظر: با كليك راست روي كاربر مورد نظر و سپس انتخاب گزينه ...Set Password مي توانيد رمز عبور كاربر را بدون دانستن رمز قبليش تغيير دهيد.

پس تمام شدن اعمال تغييرات روي كاربر هاي مورد نظر از پنجره هاي باز خارج شويد. شما توانستيد به اين ويژگي ها پي ببريد.

طرح و ايده از: مسعود سروري- www.elm-sarvari.blogfa.com
مديريت وبلاگ علم و فناوري

<پايان اين ترفند(20)>

ترفند بعدي (21) : استفاده از اشاره گر ماوس در ويندوز در صورت خراب بودن آن-<تاريخ درج ترفند (21) در وبلاگ: 6 يا 7 مرداد 1386>

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت 11:7 |

زمان


زمان دوره اي است كه يك عمل يا يك رويداد رخ مي دهد .از هر چيزي كه تغييرات منظم دارد مي توان براي سنجش زمان استفاده كرد . زمان مانند طول و جرم يك مقدار بنيادي در فيزيك است و بعد چهارم آن محسوب مي شود . براي اندازه گيري زمان سه روش موجود است. دو روش اول بر مبناي حركت روزانه ي زمين به دور محورش است . اين روش ها به وسيله ي حركت ظاهري خورشيد در آسمان ( زمان خورشيدي ) يا حركت ظاهري ستارگان در آسمان ( زمان نجومي ) تعيين مي شود . روش سوم اندازه گيري زمان مبني بر دوران كامل زمين به دور خورشيد ( زمان زيجي ) است.

زمان خورشيدي:
حركت ظاهري خورشيد از عرض آسمان براي مدت هاي طولاني براي اندازه گيري زمان استفاده مي شد . در تمام مكان ها وقتي كه خورشيد به بالاترين نقطه ي آسمان مي رسيد ظهر محسوب مي شود. اين نقطه نصف النهار است. فاصله ي ميان گذر پياپي خورشيد از عرض نصف النهار يك روز است و اين روز طبق عادت به 24 ساعت تقسيم شده است .طول روز مطابق با خورشيد در تمام سال يكسان نيست. اين متغير بودن به دليل بيضوي بودن مدار زمين و ميل دايرةالبروج نسبت به معدل النهار ( استواي آسمان ) است . اين اختلاف گاهي به 16 دقيقه هم مي رسد. با اختراع ساعتي دقيق در قرن 17 اين اختلاف معني دار شد . به اين ترتيب زمان خورشيدي ( كه مبني بر حركت فرضي خورشيد با سرعت هموار در سراسر سال مي باشد ) اختراع شد.

زمان استاندارد:
نيم روز هر محل زماني است كه خورشيد به بالاترين نقطه خود در آسمان رسيده باشد. هنگامي كه مردم ساكن در نقاط غربي يك محل هنوز به نيمه ي روز نرسيده اند ساكنان نقاط شرقي عصر را از سر گذرانده اند. با چرخش زمين نقاط مختلف از شرق به غرب به ترتيب به نيمه روز مي رسند . زمان استاندارد ( كه مبني بر زمان خورشيدي است) در سال 1883 طي موافقت نامه اي بين المللي براي پرهيز از پيچيدگي كه در اثر استفاده ي هر جامعه از ساعت محلي خود به وجود آمده بود معرفي شد . طي اين موافقت نامه زمين به 24 ناحيه ي زماني دسته بندي شد كه هر ناحيه 15 درجه ي طول جغرافيايي را به خود اختصاص مي دهد. كه اين تقسيم بندي يك تقسيم بندي طبيعي است زيرا سياره ي زمين با سرعت 15 درجه در ساعت به دور خودش مي گردد.منطقه ي اصلي نصف النهار صفر درجه است كه از رصدخانه ي سلطنتي گرينويچ در انگلستان مي گذرد. مناطق زماني ديگر بر حسب فاصله از غرب يا شرق گرينويچ دسته بندي شد . در هر منطقه ي زماني تمام ساعت ها يك عدد را نشان مي داد . در سال 1966 كنگره ي آمريكا از تصويب نامه ي زماني متحدالشكل كه باعث بنا شدن 8 منطقه ي زماني براي آمريكا و متصرفاتش شده بود اجتناب كرد. در سال 1983 چندين كرانه ي منطقه ي زماني تغيير كرد و به همين دليل آلاسكا كه قبلا تحت پوشش 4 منطقه ي زماني بود تحت پوشش يك منطقه ي واحد در آمد. در كشتيراني ساعت ها معمولا زمان محلي گرينويچ را كه ميانگين زمان گرينويچ (GMT) مي گويند نشان مي دهند. منجمان اين سيستم را با نام زمان جهاني (UT) به كار مي برند.

زمان نجومي:
مكان اصلي آن اعتدال بهاري ( يك مكان خيالي در آسمان كه با صحت زياد توسط منجمان اندازه گيري مي شود ) است. موقعيت اعتدال بهاري توسط ستارگان ثابت تعيين مي شود. (يك روز نجومي زماني آغاز مي شود كه فلان ستاره ي معين از يك نصف النهار عبور مي كند و درست در لحظه اي كه همان ستاره دوباره از همان نقطه عبور مي كند اين روز به پايان مي رسد. اين روز 23 ساعت و 56 دقيقه و 09/4 ثانيه است كه 4 دقيقه كوتاهتر از روز خورشيدي متوسط است)زمان خورشيدي را كه مبني بر مكان ستاره ها است را زمان نجومي مي گويند. ساعتي را كه براي اندازه گيري زمان نجومي تنظيم شده باشد را ساعت نجومي گويند . رصدخانه ي نيروي دريايي آمريكا در واشنگتن از جدول هاي رياضي براي نتيجه گرفتن زمان خورشيدي ميانگين از زمان نجومي ميانگين استفاده مي كند. زمان خورشيدي ميانگين بدين گونه داراي خطاهايي در حد 1 در ميليون است . بين ساعت خورشيدي ميانگين و ساعت نجومي اختلافي وجود دارد كه اين اختلاف به دليل چرخش هم زمان زمين به دور خود و به دور خورشيد به وجود مي آيد . مطابق با زمان نجومي ميانگين زمين بعد از 365 روز و 6 ساعت و 9 دقيقه و 54/9 ثانيه و مطابق با زمان خورشيدي ميانگين زمين بعد از 365 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه و 5/45 ثانيه به اعتدال بهاري برمي گردد. اين اختلاف 20 دقيقه و 04/24 ثانيه مي باشد.

زمان زيجي:
زمان خورشيدي ميانگين و زمان نجومي ميانگين هيچ كدام صحيح نيستند. كه اين به دليل نامنظم بودن حركت زمين در مدارش است. اختلاف در سرعت چرخش زمين به مقدار 1 يا 2 ثانيه در سال مي رسد . مجموع اين اختلاف در 200 سال گذشته به 30 ثانيه رسيد بعلاوه سرعت حركت زمين رفته رفته به ميزان 1000/1 در ثانيه در هر 100 سال كاهش مي يابد.بعضي از اين دگرگوني ها مي توانند به حساب بيايند اما دگرگوني هايي كه نامنظم هستند نمي توانند به حساب بيايند.اين اشكالات در سال 1940 با معرفي زمان زيجي كنار گذاشته شد. زمان زيجي به طور عمده توسط منجمان براي محاسبه ي دقيق محل سيارات و ستاره ها استفاده مي شود. زمان زيجي مبني بر دوران سالانه ي كامل زمين به دور خورشيد است. عصر زمان زيجي 4 ثانيه ديرتر از عصر زمان جهاني است .بنابراين زمان زيجي هر لحظه با فرمول زير براي طول ميانگين هندسي خورشيد تعريف مي شود:L= 279^41'48/04"+129602768"/13T+1"/089T 2 در اينجا T زمان زيجي است كه بر حسب قرن ژولياني برابر 36525 روز زيجي ، از عصر بنيادي اندازه گيري مي شود.

روز و ساعت:
روز مهمترين دوره ي زماني براي انسان هاست. روز به 24 ساعت مساوي تقسيم مي شود . البته ساعت هاي روز هميشه مساوي نبودند. قبل از به كارگيري ساعت هاي مكانيكي در قرن 14 ميلادي هر ساعت يك دوازدهم دوره ي روشنايي روز بود و ساعت ها در زمستان كوتاهتر از تابستان بود. عدد 24 از گذشته هاي دور به يادگار مانده است و ممكن بود هر عدد ديگري باشد. مبناي شمارش در تمدن بابلي هاي باستان به جاي ده كه امروزه به كار مي بريم شصت بود و تقسيم ساعت به 60 دقيقه و دقيقه به 60 ثانيه از آن جا سرچشمه گرفته است.
اولين ساعت ها: طلوع و غروب خورشيد اولين واحد هاي زمان براي بشر بودند . بلند و كوتاه شدن سايه هاي قطعات چوب، سنگ ها و درخت ها نيز براي بشر زمان را در روز نشان مي دادند. با حركت ستارگان آنها داراي يك نوع ساعت بسيار بزرگ شده بودند. بشر متوجه شده بود كه در هنگام شب ستارگان مختلفي ظاهر مي شوند . مصريان قديم بر اساس طلوع 12 ستاره ، شب را به 12 مرحله ي زماني تقسيم كردند. آنها روز را نيز به 12 قسمت تقسيم كردند و شبانه روز 24 ساعت ما بر پايه ي تقسيمات شب و روز مصريان است. مصريان همچنين با قطعاتي از چوب همراه با عقربه ساعت هاي آفتابي مي ساختند. اين ساعت ها داراي 12 دوره ي زماني براي تقسيم روز بوده و اولين ساعت هاي ساخته شده بودند. شكل بعدي و تكامل يافته ساعت، بوسيله ي بشر كه از آب و آتش استفاده مي كرد ، ايجاد شد. يك شمع با فرو رفتگي هايي بر روي بدنه، در هنگام سوختن از يك فرورفتگي تا فرورفتگي ديگر، زمان را اندازه مي گرفت. يك ظرف با سوراخ كوچكي در كف ، مي تواند روي آب قرار گيرد. پس از گذشت زمان معين ظرف از آب پر شده و فرو مي رود . در حدود 2000 سال پيش بشر ساعت ديگري را ساخت و آن عبارت بود از دو ظرف شيشه اي توخالي متصل به يكديگر بطوري كه شن مي توانست از يك ظرف به ظرف ديگر جاري شود . ظرف بالا با مقدار كافي شن كه در عرض يك ساعت از سوراخ جاري مي شد. در حدود 140 سال قبل از ميلاد ، يونانيان و رومي ها از چرخ هاي دندانه دار براي اصلاح ساعت آبي استفاده كردند ،يك جسم شناور در يك ظرف ديگر قرار گرفته و با چكيدن آب به داخل ظرف ، اين جسم بالا مي رود . اين جسم به يك چرخ دندانه دار وصل بوده و اين چرخ عقربه اي را كه روي درجات تعيين شده قرار داشت ، مي چرخاند.
سـاعت آبي: در اين نوع ساعت، از جريان يك نواخت آب استفاده مي شده، به اين ترتيب كه داخل ظرف مدرج سوراخ دار را با آب پر مي كردند كه آب قطره قطره از سوراخ كوچك مي چكيده، و با توجه به مقدار آب خروجي، زمان تا حدودي معلوم مي شده است.
ساعت شني يا ماسه اي: از دو حباب شيشه اي چسبيده به هم تشكيل مي شده كه ميان آن، سوراخ باريكي براي رد شدن شن يا ماسه تعبيه مي كردند، تا شنها به تدريج از حباب بالا به حباب پايين جمع شود . بعد ظرف را وارونه مي كردند و همان عمل تكرار مي شد. با معلوم شدن تعداد دفعات جابجا شده شن ها در حبابها، حدود تقريبي زمان مشخص مي گرديد.
ساعت شمعي: در اين نوع ساعت، بدنه شمع مدرج مي شد و با سوختن شمع و كوتاه شدن آن زمان را محاسبه مي كردند.
اشكال جديدتر ساعت: با پيشرفت علم و دانش بشري، به تدريج ساعتهاي دقيق تر مكانيكي، وزنه اي، فنردار، برقي، باطري دار و كامپيوتري جاي ساعتهاي آبي، آفتابي و ماسه اي را گرفتند. مخصوصاً از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخ هاي دندانه دار، كه به ساعت شمار و دقيقه و حتي ثانيه شمار متصل هستند، سنجش دقيق زمان براي همه بطور ساده امكان پذير گرديد. در اوايل قرن شانزدهم اولين ساعت مچي آهني، كه نسبتا" زمخت بوده، توسط يك نفر آلماني ساخته شد. بعدها اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخ دندانه هاي بسيار كوچك،امكان ساختن ساعتهاي مچي ظريف به وجود آمد، به طوريكه اولين ساعتهاي مچي شبيه ساعتهاي امروزي، در كشور سوئيس «از سالهاي 1790 به بعد» ساخته شد. بين سال هاي 1865 تا 1868 بزرگ ترين، حجيم ترين و جسيم ترين ساعت ديواري جهان، در كليساي سن پير در فرانسه نصب گرديد، ارتفاع ساعت 1/12 متر عرض آن 09/6 متر و ضخامتش 7/2 متر بوده كه از 90.000 قطعه تشكيل يافته . در مقابل بزرگ ترين ساعت، ظريف ترين ساعت دنيا فقط 98/0 ميلي متر قطر دارد .
ساعت آفتابي:يكي از كهن ترين روشهاي تشخيص زمان ، گردش روزانه خورشيد در آسمان بود روميان، روز را هشت قسمت مي كردند و هر قسمت را يك ساعت مي ناميدند. ساعتهاي آنها در زمستان كوتاه و در تابستان طولاني بود. با استفاده از يك ساعت آفتابي به راحتي مي توان زمان را از حركت خورشيد به دست آورد. يك ميله كه در جايي نصب شده باشد، سايه ايجاد مي كند. در تمام مدت روز كه خورشيد در آسمان گردش مي كند. مكان سايه نيز به آرامي عوض مي شود. از مكان سايه مي توان فهميد كه ساعت چند است. پيش از اختراع ساعتهاي ارزان قيمت امروزي ، بسياري از مردم براي نگاه داشتن زمان از ساعتهاي آفتابي استفاده مي‌كردند.
دقيق ترين زمان سنج: دو زمان سنج اتمي كه در 1964 در آزمايشگاه پژوهشي نيروي دريايي آمريكا در شهر واشنگتن نصب شده اند ، دقيق ترين زمان سنج جهان به شمار مي آيند. اين دو زمان سنج كه بر مبناي دوره ي انتقالي اتم هيدرژن ( 649/1420450751 سيكل در ثانيه ) عمل مي كنند، داراي خطاي 1 ثانيه در 1.700.000 سال مي باشند .
شب و روز: خورشيد هر روز از مشرق طلوع مي كند و به آرامي بالا مي آيد. مسير حركت آن در آسمان به شكل يك نيم دايره است. پس از پيمودن اين مسير ، در افق فرو مي رود. و شب آغاز مي شود. زندگي انسان ، جانوران و گياهان تحت تاثير گردش شب و روز است. به هنگام روز ، برخي از جانواران استراحت مي كنند و شب به جستجوي غذاي خود مي پردازند. انسان و برخي از جانوران عكس آنها عمل مي كنند. با شروع روز بسياري از گلها ، گلبرگهاي خود را باز مي كنند و شب آنها را مي بندند.
عوامل پيدايش شب و روز:در زمانهاي قديم، مردم عقيده داشتند كه خورشيد واقعاً در آسمان حركت مي كند و شب و روز به وجود مي آورد. مثلاً مصريان بر اين باور بودند كه خداي خورشيد به نام «رع» ارابه آتشين خود را هر روز در آسمانها مي راند. امروزه مي دانيم كه اين خورشيد نيست كه حركت مي كند بلكه سياره ما زمين ، مانند فرفره از غرب به شرق مي چرخد. ما در اثر چرخش زمين تصور مي كنيم كه خورشيد در آسمان حركت مي كند. هنگامي كه يك بخش رو به خورشيد قرار مي گيرد، روز در آن آغاز مي شود. در همان هنگام ، بخش ديگر زمين كه رو به خورشيد نيست در تاريكي فرو مي رود. يك بار چرخش زمين به دور خود، يك شبانه روز است.

طولاني ترين مقياس زمان:
در تاريخ شماري و تقويم هندو مقياسي به نام كالپا (kalpa) وجود دارد كه معادل 4320 ميليون سال كره ي زمين است. در علم نجوم سال كيهاني مدت زمان يك بار گردش خورشيد دور مركز كهكشان راه شيري است. ( معادل 225 ميليون سال ما در كره ي زمين ) در اواخر دوره ي كرتاسه يعني حدود 85 ميليون سال پيش، سرعت چرخش زمين به دور خورشيد بيشتر بود و از اين رو يك سال 3/370 روز را در بر مي گرفت. در دوران كامبرين يعني حدود 600 ميليون سال پيش ، يك سال 425 روز را شامل مي شد.
كوتاهترين مقياس زمان: از آنجايي كه نيروي كشندي ( جزر و مدي ) ماه طول روز را در كره ي زمين دچار نوسان مي كند و در نتيجه در هر قرن يك ثانيه به طول روز اضافه مي گردد، لذا از سال 1960 به اين طرف در تعريف ثانيه براي مقياس زمان تجديد نظر شد. در گذشته يك ثانيه معادل يك قسمت از 86.400 قسمت ميانگين يك سال خورشيدي بود حال آن كه اينك برابر يك قسمت از 31556925974 قسمت ميانگين يك سال خورشيدي مي باشد كه از نقطه نظر تقويم نجومي سال 1900 ميلادي به عنوان معيار انتخاب شده است. در آوريل 1982 چارلز چنگ موفق شد در آزمايشگاه بل در ايالت نيوجرزي در آمريكا يك ضربان نور ليزري توليد كند كه زمان پايداري آن فقط 30 فمتو ثانيه بود. طول اين ضربان نوري 9 ميكرومتر يعني 14 طول موج محاسبه گرديد.
روشنايي روز-صرفه جويي در زمان: طي جنگ جهاني اول در بريتانيا و آمريكا ساعت ها را يك ساعت از زمان استاندارد جلوتر كشيدند. دليل اين كار استفاده از روشنايي روز براي كار و صرفه جويي در مصرف برق بود. جلو كشيدن ساعت براي افراد بسيار راحت تر است تا اين كه يك ساعت زودتر سر كار حاضر شوند. در بريتانيا هنوز در ماه هاي تابستان از ساعت تابستاني كه يك ساعت جلوتر از ساعت گرينويچ است استفاده مي شود . دولت روزي را كه بايد ساعت ها جلو يا عقب كشيده شود تعيين مي كند.
پيكان زمان: هنگامي كه انسان مي كوشيد تا جاذبه ي گرانشي را با مكانيك كوآنتوم يكي كند بايد نظريه ي «زمان موهومي» را نيز در آن دخالت مي داد. زمان موهومي راستا و جهت هاي قابل تشخيصي در فضا ندارد. اگر كسي بتواند بر حسب زمان موهومي به سمت شمال برود الزاما بايد بتواند به عقب برگشته و از جنوب سر درآورد ، به همين نحو اگر كسي بر حسب زمان موهومي بتواند به سمت جلو برود الزاما بايد بتواند عقب گرد كرده و به سوي عقب برود. اين به معني آن است كه در زمان موهومي بين سمت هاي پس و پيش تفاوت مهمي وجود ندارد. از سوي ديگر، همان طور كه همه مي دانيم، در «زمان حقيقي » بين سمت هاي جلو و عقب اختلاف فاحشي موجود است. قوانين علم بين گذشته و آينده تمايزي بوجود نمي آورد. با وجود اين هنوز هم در زندگي معمولي، بين راستاهاي سمت جلو و سمت عقب در زمان حقيقي اختلاف بزرگي موجود است . براي توضيح بيشتر ليواني را در نظر آوريد كه از روي ميز بر كف زمين بيفتد و تكه تكه شود . اگر شما فيلمي از اين واقعه برداشته و به نمايش بگذاريد خواهيد ديد كه قطعات ليوان به ناگاه روي زمين جمع شده و به صورت ليوان سالم و كاملي در آمده و بر روي ميز پس مي جهد. حتي اگر شما از جريان هم قبلا اطلاعي نداشته باشيد باز مي توانستيد به سادگي بگوييد كه فيلم به عقب برگشته است زيرا چنين ماجرايي هرگز در زندگي معمولي سابقه ندارد. توضيحي كه مي توان به اين پرسش داده مي شود كه چرا جمع و جور شدن تكه هاي ليوان از كف زمين و سپس پرش آن بر روي ميز به حقيقت نمي پيوندد و ما آن را نمي بينيم اين است كه چنين چيزي مخالف قانون دوم ترموديناميك است.
اين قانون(دوم ترموديناميك) گوياي آن است كه پيوسته در هر سيستم بسته مقدار بي نظمي يا انتروپي نسبت به زمان افزايش مي يابد . به عبارت ديگر اين حالت شكلي از قانون مرفي مي باشد كه مي گويد:« اشياء هميشه تمايل به كجروي دارند! » ليوان سالمي كه بر روي ميز قرار گرفته است نمايانگر حالتي از نظم غايي است، ولي ليوان شكسته اي كه بر كف زمين پراكنده شده است نمودار حالتي از بي نظمي است . افزايش بي نظمي يا آنتروپي نسبت به زمان ، مثالي است از آنچه پيكان زمان ناميده مي شود و چيزي است كه گذشته را از آينده متمايز ساخته و سمت و جهتي به زمان مي دهد.
دست كم سه پيكان مختلف از زمان وجود دارند كه عبارتند از: 1- پيكان ترموديناميك زمان و آن سويي از زمان است كه در آن بي نظمي يا آنتروپي افزايش مي يابد. 2- پيكان روانشناختي زمان و آن سويي است كه ما گذشت زمان را در آن احساس مي كنيم و جهتي كه ما گذشته را به ياد مي آوريم و نه آينده را. 3- پيكان كيهان شناسي زمان و آن سويي از زمان است كه كيهان در آن جهت بجاي انقباض در حال انبساط است... .

ويراستار علمي: مسعود سروري- www.elm-sarvari.blogfa.com

نقل از :هوپا

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در سه شنبه 19 تیر1386 و ساعت 11:6 |

ترفند (19): تنظيماتي در مورد منبع تغذيه و جريان الكتريكي سيستم


اين بار مي خواهيم در مورد برق مصرفي و جريان برق كامپيوتر توضيح دهيم. همانطور كه مي دانيد همه ي سيستم هاي رايانه اي، داراي دو دكمه پاور(روشن/خاموش) و رست (راه اندازي مجدد) و در اصل كار منبع تغذيه يا همان Power مي باشند. اما در اكثر مواقع توان ورودي پاور با توان خروجي برابر نخواهد بود. يعني توان مصرفي از حداكثر توان واقعي كمتر خواهد بود. در اين صورت سيستم به صورت بهينه برق مصرف نمي كند و در اصطلاح انرژي الكتريكي تلف مي شود. و چون براي كاهش ولتاژ برق شهر(220/110ولت) به ولتاژ مورد نياز (5/12 ولت) در منبع تغذيه از سيم پيچ استفاده مي شود. مي توان اين نتيجه را گرفت كه يك رايانه (منظور فقط كيس و اقلام درون آن بدون مانيتور و وسايل جانبي ديگر)در حالت به مقدار ثابتي برق مصرف مي كند. پس اگر شما مثلاً حتي يك يا چند هارد ديسك داشته باشيد، در هر لحظه از واحد زمان سيستم شما به يك مقدار ثابت برق مصرف مي كند. به عبارت ديگر شما به ازاي هر ساعت كار با كامپيوتر در هر زمان و شرايطي به يك مقدار مشخص، هزينه برق را پرداخت مي كند. پس از افزودن كارت صدا گرفته تا بلندگوي اسيلاتوري (هنگام روشن كردن سيستم براي مشخص كردن سلامتي سيستم صداي بيپ را توليد مي كند) تأثيري در افزايش كاركرد كنتور برق شما ندارد. انگار مثل اينكه هنوز كامپيوتر خود را ارتقاء نداده ايد! اين مطلب شايد خنده آور باشد ولي بر اساس قانون القاي الكترومغناطيس فارادي كاملاً درست است. پس چرا نيايم از برق كيس بهينه استفاده ممكن را انجام بدهيم. در زير به روش هاي بهينه سازي مصرف برق و صرفه جويي اشاره شده است:

بهينه سازي مصرف برق:
1- با افزودن يك فن (موتوري است الكتريكي كه باعث تهويه هواي داخل كيس مي شود) كه قيمت چنداني هم ندارد مي توان دماي قطعات داخل كيس را كمتر كرد و به عمر سيستم افزود.
2- در هنگام خريد وسايل جانبي سعي كنيم كه اين وسايل فقط از برق كيس استفاده كنند. به عبارت ديگر كابل اتصال مجزا به برق شهر را نداشته باشند. به عنوان مثال مي توان هنگام خريد اسكنر (پويشگر) نوعي را انتخاب كني، كه فقط با استفاده از پورت USB علاوه بر تبادل داده با برد مركزي برق مورد نظر خود را تأمين كند.
3- استفاده بهينه از پورت ها به خصوص USB: همانطور كه مي دانيد براي نمونه، شارژ كردن تلفن همراه احتياج به آداپتور مخصوص به خود دارد. يعني شما هر بار كه موبايل خود را شارژ مي كنيد. فقط به ازاي آن مقداري هزينه برق پرداخت مي كنيد! اگر مي خواهيد به ازاي شارژ آن هيچ پولي نپردازيد مي توانيد با استفاده از تبديل هاي مخصوص، موبايل خود را با برق پورت USB شارژ كنيد! به اين صورت كه هنگام كار با رايانه موبايل خود را با استفاده از اين تبديل شارژ مي كنيد.

صرفه جويي در مصرف برق:
هنگامي كه براي چند دقيقه كامپوتر خود را ترك مي كنيد. انرژي الكتريكي تلف مي شود براي جلو گيري از اين اتلاف انرژي مي توانيد با صرف كمترين زمان ممكن كامپيوتر را از مصرف برق دور سازيد. براي اين كار استفاده از ابزار هاي سيستم عامل ويندوز پيشنهاد مي شود:
پنجره Power options: در ميز كار(Desktop) كليك راست كرده  و سپس گزينه Properties را كليك كنيد. پنجره اي باز مي شود. بر روي تب (زبانه) Screen Saver كليك كنيد. دكمه Power را برگزينيد. حالا پنجره مورد نظر باز مي شود، به ترتيب زبانه ها را بررسي مي كنيم:

الف) تب Power Schemes: ابزار هاي اين بخش مربوط به مدت زمان روشن بودن سيستمي است. در بخش Power Schemes مي توانيد متناسب با نوع رايانه تان گزينه مناسب را انتخاب كنيد. در قسمت پايين تر...Settings for، مي توانيد به اندازه زماني كه كامپيوتر از لحاظ ورودي هيچ فعاليتي نداشته باشد. مدتي را تعيين كنيد كه پس از پايان يافتن اين مقدار اعمال خواسته شده اجرا شوند. اين اعمال ازاين قرارند:
Turn off monitor: در مقابل اين كادر مدت زماني كه طول مي برد مانيتور خاموش شود را مشخص كنيد. هر چه اين مقدار كمتر باشد، در صورت بيكاري سيستم، مانيتور زود تر خاموش مي شود.
Turn off hard disks: مدت زمان خاموش شدن ديسك سخت را تنظيم مي كند.
System Standby: در صورت بيكار شدن سيستم پس از مدت زمان تعيين شده سيستم به حالت انتظار مي رود، يعني قسمت هاي از رايانه خاموش مي شوند(خاموشي ناقص).
System hibernates: مدت زمان تعيين شده جهت رفتن به حالت خواب را تنظيم مي كند.
لازم به ذكر است كه بعضي از مفاهيم اين معاني را دارند:Never=هرگز ، After=بعد از ، mins=دقيقه ، hours=ساعت

ب) تب Advanced: گزينه هاي اين قسمت حرفه اي تر مي باشد.
بخش Options: اين بخش داراي دو گزينه است:
1-...Always show icon : اگر اين گزينه فعال باشد آين پنجره Power Options در نوار وظيفه نمايش داده مي شود.
2-...Prompt for password : اگر اين گزينه فعال باشد. هنگامي كه كامپيوتر از حالت Stand by (انتظار) خارج مي شود. محيط ورود به حساب كاربر نمايش داده مي شود. كه اگر حساب كاربري داراي كلمه عبور باشد. جهت ورود به ميز كار همان كلمه را بايد وارد كرد.
بخش Power buttons: اين بخش حداكثر داراي سه گزينه است:
1- ؟ اين قسمت در اكثر رايانه ها قابل مشاهده نيست. (لذا هنگام تاليف اين مقاله موفق به كشف نام بخش مورد نظر نشدم)
2- ...When I press the power button : اگر دكمه پاور (روشن/خاموش) از روي كيس فشرده شود عمل نام برده شده ذيل آن انجام خواهد شد.
3- ...When I press the sleep button: بر روي بعضي از كيس هاي به جز دكمه پاور و رست دكمه ديگري به نام Sleep تعبيه شده است. كه كادر زير آن كار اين دكمه را هنگام فشرده شدن تعيين مي كند.
بعضي از مفاهيم اين بخش اين معاني را دارد: Shut down=خاموش شدن و خروج از محيط ويندوز ، Do nothing=هيچ كاري نكردن ، Ask me what to do= نمايش پنجره Turn off computer

پ) تب Hibernate: اين بخش داراي گزينه Enable hibernation و اطلاعاتي در مورد خواب سيستم مي باشد.
خواب سيستم يا Hibernate: فقط خاموش كردن سيستم خواب ناميده مي شود، يعني در اين صورت از ويندوز خارج نشده ايم كه اين كار يعني فقط خاموش كردن رايانه و خارج نشدن از محيط ويندوز توسط سيستم عامل انجام مي شود. اگر گزينه نام برده شده را فعال كنيد.  هنگام خاموش كردن رايانه در پنجره Turn off computer (كليك كردن روي همين نام در منوي Start) اگر دكمه Shift از صفحه كليد را فشار داده و نگه داريد دكمه Stand by به hibernate تغيير نام مي دهد. اگر اين دكمه را كليك كنيد سيستم به حالت خواب مي رود.

ت) تب UPS: اگر رايانه خود را به سيستم برق اضطراري وصل كرده باشيد. بايد گزينه هاي اين بخش را مد نظر قرار دهيد.

<پايان اين ترفند(19)>

ترفند بعدي (20) : ويژگي هاي پنهان يك حساب كاربري-<تاريخ درج ترفند (20) در وبلاگ: 21 يا 22 تير 1386>

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در شنبه 2 تیر1386 و ساعت 19:4 |

انرژي هسته اي چگونه به برق تبديل مي شود-رام كردن اتم هاي سركش


امروزه حدود 17 درصد از برق دنيا را نيروگاه هاي هسته اي تامين مي كنند. بعضي از كشورها حتي خيلي بيشتر به اين منبع انرژي وابسته اند. به عنوان مثال ،بر اساس آمار رسمي آژانس بين المللي انرژي اتمي، كشور فرانسه 75 درصد از برق خود را از طريق نيروي هسته اي تامين مي كند. همچنين در ايالات متحده آمريكا حدود 15 درصد از برق كشور از انرژي هسته اي تامين مي شود كه اين عدد در بعضي ايالات بيشتر است. در مجموع، حدود 400 نيروگاه هسته اي در دنيا وجود دارد كه از ميان آن ها، بيش از 100 نيروگاه در ايالات متحده آمريكا واقع هستند. در اين مقاله به بررسي چگونگي كاركرد يك نيروگاه هسته اي و قلب آن كه در واقع رآكتور هسته اي است، مي پردازيم و در مورد شكافت هسته اي صحبت مي كنيم.

اورانيوم يكي از عناصر كمياب در كره زمين است كه در زمان شكل گيري اين سياره با ديگر عناصر تشكيل دهنده آن تركيب شده است. درواقع ، اورانيوم از عناصر تشكيل دهنده ستارگان است. با انفجار ستارگان كهن سال و تجمع دوباره ذرات منهدم شده آن ها سياراتي مانند كره زمين شكل گرفته است و به همين دليل در اين سيارات نيز اورانيوم وجود دارد. اورانيوم-238 (238-U) به علت دارا بودن نيمه عمر بسيار طولاني (5/4 ميليارد سال) ، هنوز به شكل توده هاي بزرگي در اين سياره يافت مي شود. 238-U كه يكي از ايزوتوپ هاي اورانيوم است، بيشترين فراواني را در بين انواع ديگر اورانيوم دارد (حدود 99درصد). 235-U حدود 7 درصد از اورانيوم جهان را شامل مي شود و 234 -U كه از واپاشي 238-U به دست مي آيد، حتي از بقيه هم ناياب تر است.(با واپاشي اورانيوم-238 در طي مراحل فراوان كه به آن واپاشي آلفا و بتا مي گويند، ايزوتوپ پايدار سرب به دست مي آيد و 234-U‌ نيز يكي از حلقه هاي اين واكنش زنجيره اي است.)
اورانيوم-235 با داشتن برخي ويژگي هاي جالب هم در صنايع انرژي هسته اي و هم در ساخت بمب اتمي كاربرد دارد. 235-U به طور طبيعي وا مي پاشد و 238-U تحت تابش پرتو آلفا دچار واپاشي مي شود. 235-U يكي از معدود موادي است كه مي توان از آن در شكافت هسته اي استفاده كرد.اگر يك نوترون آزاد (ذره بدون بار الكتريكي) وارد هسته 235-U شود، 235-U داوطلبانه اين نوترون را جذب كرده و به ناپايداري شيميايي رسيده و بلافاصله دچار شكافت هسته اي مي شود.

شكافت هسته اي
همانطور كه توضيح داده شد، با نزديك شدن يك نوترون به هسته اورانيوم-235 ، اين نوترون جذب هسته شده و بلافاصله هسته به دو اتم كوچك تر شكسته مي شود و دو يا سه نوترون آزاد رها مي كند. (تعداد اين نوترون ها بستگي به نوع شكسته شدن اورانيوم دارد.) جدا شدن اين دو اتم جديد موجب ساطع شدن پرتو گاما مي شود. در اين فرايند سه نكته قابل توجه وجود دارد:
1-احتمال جذب نوترون آزاد توسط 235-U بسيار بالا است. به همين دليل در رآكتورها، نوترون هاي آزاد شده در هر واكنش خود عامل ايجاد واكنش هاي بعدي مي شوند.
2- عمليات جذب نوترون آزاد و شكست هسته، بسيار سريع و در كسر كوچكي از ثانيه اتفاق مي افتد (12-10×1 ثانيه).
3- در فرايند شكست اتم، مقا دير بسيار زيادي انرژي به صورت حرارت و پرتو گاما آزاد مي شود. اتم هاي جديد توليد شده، خود پرتو بتا و گاما وتوليد مي كنند. دليل توليد اين مقدار انرژي بسيار ساده است. وزن اتم ها و نوترون هاي جديد توليد شده، كمتر از اتم اوليه 235-U است ، و اين اختلاف جرم اوليه با محصول، تبديل به انرژي شده است. مقدار اين انرژي بر اساس رابطه مشهور انرژي كه به آن رابطه تناسب اينشتين نيز گفته مي شود به دست مي آيد: 2 E=mc .

با شكست يك هسته اتم 235-U ، حدود 200 ميليون الكترون ولت انرژي آزاد مي شود. (اگر به تبديل واحدها علاقه مند هستيد بايد به شما بگويم هر يك الكترون ولت معادل 12-10×602/1 ارگ و هر 107×1 ارگ معادل يك ژول و هر يك ژول معادل يك وات-ثانيه است.)
اگر تبديل واحدها را انجام دهيد متوجه مي شويد با شكست يك اتم مقدار زيادي انرژي آزاد نمي شود، ولي در چند گرم اورانيوم تعداد زيادي اتم وجود دارد. تقريباً در نيم كيلو گرم اورانيوم كم غني شده ، كه براي سوخت زيردريايي ها يا هواپيما هاي اتمي استفاده مي شود، تقريباًمعادل 4 ميليون ليتر گازوئيل انرژي وجود دارد.
براي اين كه تصور بهتري از اين مقدار انرژي داشته باشيد، بايد بگوييم كه نيم كيلو گرم اورانيوم تقريباً اندازه يك توپ تنيس است و 4 ميليون ليتر گازوئيل مخزني مكعبي شكل به ابعاد تقريباً 15 متر را پر مي كند. ( تقريباً ارتفاع يك ساختمان 5 طبقه ).
پس به راحتي مي توان ديد در نيم كيلو گرم اورانيوم-235، انرژي فراواني نهفته است.
براي دستيابي به نتيجه بهتر، اورانيوم را غني سازي مي كنند. به اين ترتيب مقدار اتم هاي 235-U در واحد حجم، 2 تا 3 درصد بيشتر مي شود غني سازي. غني سازي 3 درصدي براي استفاده در رآكتور هاي مخصوص شهري توليد برق، بسيار مناسب است. براي مصارف نظامي، 235-U را تا 90 درصد يا حتي بيشتر غني سازي مي كنند.

دريك نيروگاه اتمي چه مي گذرد؟
براي ساخت يك نيروگاه اتمي به كمي اورانيوم غني شده نياز داريم. اورانيوم معمولاً به صورت توپ هاي كوچكي با ابعاد حدود 2 تا 3 سانتي متري شكل داده مي شود. توپ ها در دسته هايي به صورت ميله اي قرار مي گيرند و ميله هاي اورانيوم به صورت دسته اي نگهداري مي شود. سپس اين دسته ها داخل مخازن تحت فشار و درون آب نگهداري مي شوند. آب به عنوان يك خنك كننده عمل مي كند.براي استفاده از اين اورانيوم، بايد آن را به حالت فوق بحراني رساند. فارغ از ابزار لازم براي اين كار، حالت فوق بحراني حالت بسيار داغ يا ذوب شده اورانيوم است.براي محافظت از دسته هاي اورانيوم كه به حالت فوق بحراني نرسند در هر دسته، موادي كه جاذب نوترون هاي آزاد باشد قرار مي دهند كه به آن ها ميله هاي كنترلي مي گويند. با كاهش يا افزايش ميله هاي كنترلي ، امكان كنترل واكنش هاي هسته اي فراهم مي شود. وقتي بخواهيم دماي هسته اورانيوم را افزايش دهيم، ميله هاي كنترلي را خارج كرده و برعكس براي كاهش دما، ميله هاي بيشتري اضافه مي كنيم. افزايش اين ميله هاي كنترلي حتي مي تواند واكنش را به صفر رسانده و متوقف كند.

اين دسته هاي اورانيوم به عنوان منابع پر قدرت انرژي استفاده مي شوند. با افزايش دماي آن ها آب بخار مي شود. بخار حاصل، توربين بخار را راه انداخته و توربين نيز پره هاي ژنراتور را راه مي اندازد و به اين ترتيب برق توليد مي شود. البته در بعضي از سيكل ها، مبدل هاي حرارتي خاصي نيز اضافه مي شود. همچنين در بعضي از رآكتور ها ، به جاي آب از خنك كننده هاي ديگري مثل گاز(دي اكسيد كرين) يا حتي فلزات مايع (مثل سديم يا پتاسيم) استفاده مي شود. اين نوع رآكتور ها امكان كاركردن در دماي بالاتر را فراهم مي كنند.

خارج از رآكتور چه خبر است؟
از فرآيند هاي داخلي رآكتور كه بگذريم، بعد از آن تفاوت زيادي بين يك نيروگاه اتمي با نيروگاه عادي (نيروگاه نفتي يا ذغالي) وجود ندارد.
مخزن تحت فشار يك رآكتور ، يك مخزن سيماني است كه به عنوان محافظ يا سپري در برابر پرتوهت عمل مي كند. اين مخزن، خود داخل يك مخزن بزرگتر فولادي قرار مي گيرد. مخزن فولادي، از انتشار هر نوع گاز راديواكتيو جلوگيري مي كند.
لايه سيماني بيرون يك رآكتور بسيار محكم ساخته مي شود. اين لايه آن قدر محكم است كه حتي با سقوط يك هواپيماي معمولي نيز تخريب نمي شود. اين لايه دوم سيمان، از انتشار بخارات و تشعشعات راديواكتيو در حوادث احتمالي نيز جلوگيري مي كند. فقدان همين لايه بود كه فاجعه چرنوبيل را رقم زد.
اما اورانيوم-235 تنها سوخت يك نيروگاه هسته اي نيست. يك سوخت هسته اي مناسب ديگر، پلوتونيوم-239 است.اين ايزوتوپ پلوتونيوم به راحتي از بمباران 235-U توسط نوترون ها به دست مي آيد.

بحراني، غيربحراني و فوق بحراني
وقتي يك اتم 235-U شكافته مي شود، دو يا سه نوترون آزاد مي شود. اگر هيچ اتم 235-U در نزديكي آنها نباشد، اين نوترون هاي آزاد در فضا رها مي شوند. اگر اتم 235-U بخشي از يك توده اورانيوم باشد، يعني اتم هاي 235-U ديگري در جوار آن باشند، سه اتفاق ممكن است بيفتد:
1- اگر از هر دو نوترون آزاد شده، يكي (تعداد ميانگين آنها) به اتم هاي 235-U همجوار برخورد كند، به اين توده يك ‌«توده بحراني» گفته مي شود. اين توده تقريباً در يك دماي ثابت مي ماند. رآكتور بايد در اين وضعيت كار كند.
2- اگر از نوترون هاي آزاد شده ، مقداري كمتر از تعداد ميانگين به ديگر اتم ها برخورد كند، به آن توده«غير بحراني» گفته مي شود.
3- اگر بيشتر از يك نوترون آزاد با اتم ها برخورد كند جرم «فوق بحراني» داريم كه با افزايش حرارت مواجه است.

در بمب اتم، طراحان سعي مي كنند به توده «بسيار فوق بحراني» برسند. در چنين و ضعيتي، اتم هاي 235-U به سرعت شكسته شده و انرژي فراواني آزاد مي شود. در يك رآكتور هسته اي، هسته رآكتور بايد كمي فوق بحراني باشد و البته با كمك ميله هاي كنترل مي توان توده را در حد بحراني كنترل كرد.
مقدار اتم هاي 235-U در واحد حجم و البته شكل توده نيز در نوع بحراني بودن آن تاثير مستقيم دارد. به عنوان مثال، اگر اورانيوم به صورت يك ورق نازك تهيه شود، بيشتر نوترون هاي آزاد شده به جاي برخورد با هم، از سطوح جانبي به فضاي آزاد رها مي شوند. اما شكل كروي ايده آل ترين شكل است. جرم لازم براي ايجاد واكنش هاي بحراني حدود يك كيلوگرم (1000 گرم) 235-U است. به اين جرم «جرم بحراني» نيز گفته مي شود. البته براي پلوتونيوم-239 اين مقدار كمتر و در حدود 283 گرم است.

معايب نيروگاه هاي هسته اي
يك نيروگاه هسته اي كه خوب طراحي و ساخته شده باشد، در مقايسه با نيروگاه هاي ديگر بسيار تميز بوده و در حالت عادي براي طبيعت نيز كم خطر تر است. در واقع يك نيروگاه ذغالي بيش از يك نيروگاه هسته سالم پرتو هاي راديواكتيو را وارد جو مي كند. نيروگاه ذغالي همچنين مقادير زيادي كربن، سولفر و ديگر مواد مضر براي جو متصاعد مي كند.
اما يك نيروگاه هسته اي معايب بزرگي نيز دارد كه برخي از آن ها از اين قرارند:
1- اكتشاف و استخراج اورانيوم بسيار سخت و مشكل است.
2- اختلال در كار يك نيروگاه هسته اي مي تواند منجر به فاجعه شود. فاجعه چرنوبيل مثال خوبي است. نيروگاه هسته اي چرنوبيل بد طراحي شده بود و همچنين كاربران نيز نتوانستند اختلالات را به خوبي كنترل كنند. در نتيجه با انفجار در آن نيروگاه ، مواد راديو اكتيو در طبيعت پراكنده شد كه صدمات جبران ناپذير به بار آورد.
3-ضايعات و زباله هاي يك نيروگاه هسته اي تا قرن ها سمي و خطرناك است و هنوز هيچ روش مطمئني براي نگهداري يا دفع اين زباله ها كشف نشده است.
4- جابه جايي مواد اتمي نيز بسيار خطرناك و حساس است. البته با رعايت نكات ايمني مي توان از بروز حوادث جلوگيري كرد، به نحوي كه تا به حال مورد خاصي در ايالات متحده آمريكا رخ نداده است.

اما در مجموع وجود اين معايب، موجب توقف ساخت و رشد نيروگاه هاي هسته اي در ايالات متحده آمريكا شده است و برخي كشوره ها هم ترجيح مي دهند از فوايد اين فناوري صرف نظر كنند. اما در مقابل كشور هاي كه از لحاظ سوخت در تنگنا هستند به ويژه پس از افزايش مستمر قيمت سوخت هاي فسيلي در جهان، برنامه هاي وسيعي را براي تامين انرژي از منابع سوخت هسته اي تدارك ديده اند.

تايپيست: مسعود سروري- www.elm-sarvari.blogfa.com

نقل از :دانشمند، س45 ش523 صص48-50

+ نوشته شده توسط مسعود سروري در شنبه 2 تیر1386 و ساعت 19:3 |