مروري بر گاه شمار جلالي
ايرانيان دقيق ترين تقويم جهان را دارند.
گاه شماري جلالي كه به نام هاي «ملك شاهي» ، «سلطاني» و «محدث» نيز ناميده مي شود، يك نظام گاه شماري خورشيدي اعتدالي است كه در زمان«سلطان جلال الدين ملك شاه سلجوقي» (485 تا 465 هجري قمري) آغاز به تنظيم شده و نام هاي گوناگون آن نيز از نام و لقب هاي ملك شاه برگرفته است.
ساختار بنيادين اين گاه شماري برمبناي سنت هاي ديرين گاه شماري هاي ايراني و با تأكيد خاص بر انطباق نورور يا روز نخست سال با نقطه اعتدال بهاري بوده است.
گاه شماري جلالي را مي توان نتيجه و محصول نهايي كوشش هاي بسيار ديرينه و پر سابقه ايرانيان براي دستيابي به تقويمي اعتدالي كه حداكثر دقت و انطباق با تقويم طبيعي را داشته باشد، دانست. اين گاه شماري، شكل نهايي و اصلاح شده گاه شماري هاي «معتضدي» ، «فارسيه» ، «خراجي» و ديگر سامانه هايي است كه در سده هاي سوم تا پنجم هجري براي تثبيت نوروز در اعتدال بهاري به كار مي رفته اند و فاقد دقت كافي، و يا بدون قابليت محاسباتي نظري براي سال هاي پيشين و پسين بوده اند. در آن زمان ( يعني در اواخر سده پنجم) تقويم يزدگردي نيز به دليل فقدان كبيسه گري هاي يك ماه در هر صد و بيست سال ، عملاً از قاعده محاسباتي خود خارج شده؛ در حالي كه در نظام اصلي خود نيز بدون دقت كافي بوده و تا يك ماه با تقويم طبيعي دچار اختلاف مي شده است. گاه شماري هجري خورشيدي فعلي ايران نيز ادامه همان گاه شماري جلالي است و تاكنون دقيق تر از ان در جهان به وجود نيامده است.
فرايند تنظيم گاه شماري جلالي و زيج پيوسته به آن كه «زيج ملك شاهي» ناميده مي شده است، در زمان «ملك شاه سلجوقي» و به احتمال زياد تحت تأثير وزيرش «خواجه نظام الملك» در شهر اصفهان ( يا شهر ري) و با شركت گروهي از تقويم شناسان مشهور آن زمان همچون «ابو مظفر اسفزاري» ، «ابو هباس لوكري»، «محمد بن احمد معموري» ، «ميمون بن نجيب واسطي» و «ابن كوشك بيهقي مباهي» به سرپرستي «عمر خيام» آغاز شد؛ در حالي كه «عبد الرحمن خازني» (خدمتكار خزانه دار مرو) كه بنا به علائق شخصي و غير حرفه اي به مطالعه در تقويم مي پرداخت، به طور مستقل در شهر مرو به محاسباتي جداگانه پرداخت و نتيجه پژوهش خود و از جمله شيوه سنجش نوروز را براي گروه خيام فرستاد. مشهور است كه بخشي از محاسباتي خازني از سوي اين گروه پذيرفته شده و به رسميت شناخته شد.
مبدأ تأسيس تقويم جلال برابر است با سال 471 هجري قمري، 448 يزدگردي، 468 خراجي و 1079 ميلادي ژولي. فاصله بين التاريخين مبدا تقويم جلالي با مبدا هجري قمري 166797 روز، با مبدا تقويم يزدگردي 163173 روز، با مبدا خراجي 170933 روز، با مبدا گاه شماري ميلادي ژولي 393813 روز و با مبدا (سلوكي) 507497 روز است.
تطبيق روز نخست اين تقويم يا «نوروز جلالي/نوروز سلطاني» با نقطه اعتدال بهاري براساس تعريفي مشخص از طول سال متوسط اعتدالي ، اصل ثابت و نهادين در گاه شماري جلالي و يكي از اهداف بنيان گذران آن بوده است. بنا به گزارش «عبدالعلي محمدبن حسن بيرجندي» در «شرح سي فصل» و «شرح زيج ايلخاني»، نويسنده ناشناس در «ربيع المنجمين» و الغ بيك در «زيج الغ بيك»، در اين گاه شماري نه تنها طول سال با تقويم طبيعي برابري دارد، بلكه طول هر فصل نيز به دليل كوشش براي انطباق روزهاي هر ماه خورشيدي با مدت زمان توقف خورشيد در برج هاي هم زمان آن، با طول فصل هاي طبيعي برابري داشته و نقاط اعتدال و انقلابين درست در ابتداي هر فصل تقويم جلالي واقع مي شوند. در نتيجه مجموع روزهاي هر يك از سه ماه هاي نخست و دوم سال (بهار و تابستان) برابر با 93 روز، مجموع روزهاي سه ماهه سوم (پاييز) 90 روز و مجموع روزهاي سه ماهه سوم (زمستان) 89 روز است كه كاملاً با تقويم طبيعي برابري دارد و اين ويژگي بسيار مهم و به نظير تقويم جلالي است كه در ديگر تقويم ها ديده نمي شود.
در تعريف نوروز جلالي يا مبدا آغاز سال نو مي توان بنا به تعريف كامل و كوتاه خواجه نصير الدين طوسي، الغ بيك و ملا مظفر گنابادي گفت كه نوروز جلالي يا سلطاني روزي است كه خورشيد تا زمان عبور از نصف النهار محل به نقطه اعتدال بهاري رسيده باشد.
گروه خيام روز اعتدال بهاري شش ماه پيش از هجرت (19 مارس سال 622 ميلادي ژولي) را به عنوان نقطه آغاز سال شماري بگزيد و از نام هاي ايراني براي نام گذاري برابرهاي ماهي دوازده برج ساليانه بهره برد.
در زمينه نظام كبيسه گري در گاه شماري جلالي براي افزودن كسر سال و گزينش سال هاي 366 روزه منابع موجود شيوه هاي گوناگون از تعريف طول سال و قاعده كبيسه گري را به دست مي دهند. شيوه هاي پيشنهادي يا گزارشي خواجه نصير الدين طوسي ، عبدالرحمن خازني، حسن بن حسين شاهنشاه شمناني، عبدالعلي بيرجندي، ميرم چلبي و قطب الدين شيرازي تا اندازه اي با يكديگر تفاوت دارند. اما همگي آن ها بر وجود كبيسه هاي خماسي كه يكي ديگر از مهمترين ويژگي هاي گاه شماري جلالي است، تاكيد دارند. به گمان اين نگارنده و با درنظر داشتن فرض هاي بنيادين اين گاه شماري در تطبيق طول سال و فصل ها به تقويم طبيعي و دارا بودن قابليت محاسبات نظري براي هر سال مفروض در گذشته و آينده، شيوه يكسان «ذبيح بهروز» و «احمد بيرشك» (683 كبيسه در يك دوره 2820 ساله) با وجود پاره اي از انتقادها، بهترين و كارآترين شيوه اجراي كبيسه هاي جلالي و هجري خورشيدي است.
*بنياد محاسباتي در نظام گاه شماري خورشيدي، عبارت است: از يافتن تعداد (X) سال هاي برجي كه همه تعداد روزها متوسط (Y) را با دقتي معين در بر مي گيرد. ضريب مفروض اين مقدار،در گاه شماري ايراني 242199/0 روز دانسته شده است.
*طول سال، مانند طول شبانروز متغير است. همان گونهكه در تقسم شبانروز، از زمان متوسط (24 ساعت كامل) استفاده مي شود، در محاسبات تقويمي نيز طول سال متوسط دبه كار گرفته مي شود. هر نظام گاه شماري خورشيدي، تعريفي خاص از طول متوسط سال و قاعده كبيسه گري دارد كه در گاه شمار ايراني عبارت است از: 365 روز و 5 ساعت و 48 دقيقه و 46 ثانيه. طول متغير سال (آن گونه كه در تقويم رسمي ايران به كار مي رود) در هيچ يك از گاه شماري هاي جهان تعريف نشده و اصولاً تقويم، محصول تعريف يك نظام گاه شماري از طول متوسط سال و شيوه كبيسه گري آن است. طول متغيري، كاربردي در تقويم ندارد و ارزش گاه شماري ايراني در اندازه گيري دقيق طول سال متوسط تعريف شده آن است.
مديريت وبلاگ علم و فناوري
منبع : دانشمند س44 ش534

